نقش عدالت سازمانی در وظایف مدیریت

دانلود پایان نامه

نقش عدالت سازمانی در وظایف مدیریت

با هر اختلافی که میان مدیریت پژوهان وجود دارد می­توان وظایف پنج­گانه زیر را برای مدیریت اتفاق دانست.

سازماندهی، برنامه­ریزی، نظارت، رهبری و انگیزش

برنامه­ریزی

برنامه­ریزی مانند پلی است میان جایی که هستیم و جایی که می­خواهیم به آن برسیم، برنامه­ریزی یعنی انتخاب مأموریت­ها، هدف­ها و اقداماتی برای نیل به آن­ها که مستلزم تصمیم­گیری و انتخاب از میان بدیل­ها برای اقدام آینده سازمان است. با توجه به اینکه یکی از معانی عدالت ” رعایت مفاسد و مصالح در قانون­گذاری” است که همان عدل در تشریع می­باشد و نیز از معانی دیگر آن موزون بودن ” تعادل و تناسب و توازن” و معنای سوم ” میانه­روی بین افراط و تفریط” که همان اعتدال است به هریک از این معانی سه­گانه در ارتباط با یک برنامه­ریزی مطلوب می توان ارتباط برقرار کرد. یعنی ارتباط عدالت با برنامه ریزی را می­توان در یک برنامه متعادل و معتدل دانست که با احتساب مصالح و مفاسد واقعی تنظیم می شود. چنین برنامه­ای ضمن تسهیل در تحصیل اهداف سازمان و کمک به توسعه همه جانبه آن موجب می­شود که با استفاده از کمترین امکانات به بیشترین بهره­وری دست یافت و در سریع­ترین زمان به رشد همه جانبه رسید. بر این تحلیل عدالت به دو گونه در  برنامه­ریزی می­آمیزد:

  • به شکل محتوایی که باید متعادل معتدل موزون و با رعایت مصالح و مفاسد باشد.
  • به شکل بیرونی که باید با نگرش عادلانه و دور از گناه و آرزو و هوس و فریب تنظیم گردد (رضائیان ؛61:1384).

سازماندهی

سازماندهی فرایند تعیین موارد استفاده از همه منابع موجود در نظام مدیریت به طور منظم است.در سازماندهی تعیین می­شود که افراد چه کاری در سازمان انجام خواهند داد و چگونه تلاش­های فردی آنان به بهترین شکل برای تحقق اهداف سازمانی ترکیب خواهد شد. در امر سازماندهی هم عدالت در معانی گوناگون خود جلوه می­کند. عدالت به معنای “تناسب” و توازن به معنای “وضع الشیء فی موضعه” و عدالت به معنای “اعتدال” و به معنای ” دادن حق هر ذی حق” هرکدام به نوعی در سازماندهی دخیل می­شود.

اگر سخن از مرحله تقسیم کار است؛ “وضع الشیء فی موضعه” است که بار کار را به دوش کسانی بگذاریم که از عهده برآیند و تقسیم منطقی باشد.

اگر از مرحله هماهنگی بحث می­شود همان رعایت توازن و تناسب است.

اگر سخن از ارتباطات و سلسله مراتب است از عدالت به مفهوم موزون بودن و تعادل و تناسب است. و اگر بحث از شرح وظایف می­شود. بحث از عدالت به معنای رعایت مفاسد و مصالح است که همان “عدل در تشریع” لقب گرفته است(رضائیان؛61:1384).

نظارت و عدالت

استونر می­گوید:”کنترل مدیریتی(نظارت) فرایندی است جهت حصول اطمینان از اینکه فعالیت­های انجام شده با فعالیت­های برنامه ریزی شده مطابقت دارد”.

اگر انظباط در مدیریت منابع انسانی برای اصلاح رفتار کارکنان است نظارت در وظایف مدیریت برای اصلاح برنامه­ها است. در دیدگاه جدید به جای افراد فرایندها کنترل می­شوند که عبارتند از چگونگی اجرای برنامه­ها و بررسی موانع و عوامل تسریع آنها .

عدالت به معنای “عدم تبعیض و رعایت تساوی” و به معنای ” دوری از افراط و تفریط” و به معنای ” عدم ارتکاب کبیره و عدم اصرار بر صغیره” و به معنای ” دادن حق ذی حق” مفاهیمی هستند که فرایند کنترل و نظارت نقش پیدا می­کنند؛ به این معنا که کنترل کننده باید عادل باشد، اهل احقاق حق باشد، میان افراد و اعمال تبعیض قائل نشود و تعادل و میانه­روی را حفظ کند نه خیلی سخت­گیر باشد و نه زیاد مسالحه­گر، نگاهش به برنامه­ها باشد و پیشرفت­ها و چگونگی موانع و عوامل برنامه­­ها(رضائیان؛61:1384).

رهبری

رهبری و مدیریت در عرف امروز با همه توسعه و شمولی که پیدا کرده است اگر بخواهیم مرادف و همانندی برای آنها در مصطلحات اسلامی پیدا کنیم باید بگوییم ارشاد و رشد یا هدایت و رشد قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است در اصطلاحات اسلامی رهبری هنگامی تحقق میابد که شخص بخواهد شخص دیگری را به منظور نیل به هدف­های پیش بینی شده به کار وادارد(رضائیان؛62:1384).

انگیزش

انگیزش یعنی جذب و برانگیختن مردم به سوی رفتاری که احساس کنند پاداشی در پی دارد.عدالت در این وظیفه پنجم مدیر نیز نقش بسزا دارد. از سویی وقتی رهبر عادل شد تمام آنچه که در آثار رهبری عادل گفته شد خود مایه انگیزش افراد میشود. وقتی رهبری عادل است گرد گناه نمیرود. اهل احقاق و اعطای حقوق است. بدون تبعیض و علی السویه پاداش میدهد یا تنبیه میکند. اهل حق کشی و حق خوری نمی­باشد. سازمانی موزون را رهبری میکند. اول خود را کنترل می­کند بعد دیگران را. بنابراین اگر از پنجمین وظیفه مدیر که عبارتست از انگیزش بحث می­شود در حقیقت از نتیجه عدالت در سایر وظایف سخن به عمل می­آید؛ یعنی انگیزش محصول طبیعی عدالت است(همان منبع).

دانلود پایان نامه