محصولات کیفیت حسابرسی.پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

دانلود پایان نامه

محصولات کیفیت حسابرسی

همان­طوری که قبلاً بیان شد، کیفیت حسابرسی مولد دو محصول موثر بر کیفیت صورتهای مالی(یعنی اعتبار و کیفیت اطلاعات) می­باشند. در این بخش رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی و محصولات مذکور مورد بحث قرار می گیرد(نیکخواه آزاد، 1379).

  1. اعتبار اطلاعات

اعتبار اطلاعات به توانایی حسابرس برای تحت تأثیر قرار دادن موقعیت استفاده کننده­گان از اطلاعات صورتهای مالی مربوط می­شود. همانطور که در قسمت­های قبلی بحث شد، دی آنجلو کیفیت حسابرسی را با واژه اعتبار حسابرس تعریف کرده است. او اظهار می­دارد که ذینفعان می­توانند از اندازه مؤسسه حسابرسی به عنوان جانشین حسن شهرت حسابرس استفاده نمایند. وی استدلال می­کند که اگر بکارگیری صاحبکار خاص در میان  صاحبکاران حسابرسی خاص یکسان است، آنگاه حسابرسان بزرگتر که تعداد صاحبکاران بیشتری دارند، در راستای تلاش برای حفظ هر صاحبکار انگیزه کمی برای قصور در افشاء تحریف کشف شده دارند. دوپاچ و سیمونیچ بیان می­کنند، از آنجایی که حسابرسان دارای نام تجاری ویژگیهای مرتبط عینی بیشتری پیرامون کیفیت(شامل آموزش تخصصی و بازبینی­های دقیق­تر) دارند، انتظار می­رود ذینفعان آنان به عنوان عرضه کننده اعتبار بیشتر به صورتهای مالی بنگرند. نظریه رایج در میان بانکداران و پذیره نویسان این است که حسابرسان دارای نام تجاری بر اعتبار صورتهای مالی می­افزایند و این نظریه از نتایج پژوهش های دوپاچ و سیمونیچ حمایت می­نماید(نیکخواه آزاد، 1379).

برخی از مطالعات کیفیت حسابرسی بیان می­کنند که حسابرسان دارای نام تجاری اطلاعات معتبرتری را ارائه می­نمایند. برای مثال در مطالعات مرتبط با اولین عرضه عمومی سهام، اعتبار اطلاعات اغلب به عنوان توانایی حسابرس برای تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی قبلی عدم قطعیت ارزش موضوعات جدید تعریف شده است. فرض می­شود حسابرسان دارای نام تجاری سطح اطمینان اطلاعاتی بیشتری را در باب موضوعات جدید ارائه می­نمایند. مطالعات تجربی که این گمان را آزموده­اند عموماً از آن حمایت می­نمایند. مطالعات اولیه نشان دادند، در مواردی که صاحبکاران حسابرسان شان را تغییر می­دهند این علامت­دهی اطلاعاتی مستقیم از طریق اندازه­گیری واکنش قیمت سهام بر حسن شهرت حسابرس اثر می­گذارد. در این مطالعات صرفاً یک حمایت محدود برای اثبات این که حسابرسان دارای نام تجاری اطلاعات معتبرتری را ارائه       می­کنند، یافت شده است. برای مثال، بیتی(1999)، دریافت که بازده­های اولین عرضه­ عمومی سهام برای صاحبکارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می­کنند، در مقام مقایسه با سایرین کمتر می­باشد.

ونگ و نئو[1](1993)، رویکرد مستقیم­تری را برگزیدند و دریافتند که واکنش سرمایه­گذاران به شوکهای سودآوری به دریافت­ شان از اعتبار گزارش سود­آوری بستگی دارد. آنان دریافتند که ضریب واکنش سود صاحبکارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می­کنند، در مقایسه با سایرین بیشتر می­باشد به همین قیاس، جنگ و لین[2](1993)، دریافتند که در اولین روز مبادله اولین عرضه عمومی سهام، حجم مبادله صاحبکارانی که توسط حسابرسان دارای نام تجاری حسابرسی می­شوند در مقایسه با سایرین بیشتر بوده است. همچنین در روزهای بعدی حجم مبادله سهام صاحبکارانی که توسط حسابرسان دارای نام تجاری حسابرسی می­شوند در مقایسه با سایرین کمتر است. کریشنان در سال 2003، با استفاده از مطالعه­ ونگ و نئو اندازه­گیری نیرومندتری از توانایی حسن شهرت حسابرس برای افزایش اعتبار اطلاعات ایجاد نمود. کریشنان نقش کیفیت حسابرسی در قیمت­گذاری ذخایر احتیاطی را بررسی نمود. او سود را به اجزای جریانهای نقدی حاصل از عملیات، ذخایر غیراحتیاطی و ذخایر احتیاطی تجزیه نمود و سپس بازده سهم را از این سه جزء کم نمود و متغییر مصنوعی را برای نمایش کیفیت حسابرسی ارائه نمود(6 ابر مؤسسه حسابرسی در مقابل مؤسسات حسابرسی دیگر). او دریافت که ذخایر احتیاطی صاحبکارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می­کنند در مقایسه با دیگران رابطه دقیق­تری با بازده­های بازار دارد. این مطلب نشان می­دهد حسابرسان دارای نام تجاری بر اعتبار ذخایر گزارش شده می­افزایند(نیکخواه آزاد، 1379).

  1. کیفیت اطلاعات

کیفیت اطلاعات در گرو این است که اطلاعات صورت­های مالی تا چه حد شرایط اقتصادی واقعی شرکت را منعکس می­کنند. صورتهای مالی حسابرسی شده بوسیله حسابرسان مستقل، وسیله بسیار مناسبی در انتقال اطلاعات قابل اتکاست. حسابرس مستقل، شایسته­ترین شخص برای اظهار­نظر درباره درستی تهیه و ارائه گزارشهای مالی واحد اقتصادی است. شایستگی حسابرس برای این دلیل است که وی حسابرسی را بر طبق استانداردهای حسابرسی انجام می­دهد تا اطمینان یابد که اقلام مندرج در صورتهای مالی مطابق با استانداردهای حسابداری تهیه شده است. بنابراین حسابرسی به ادعاهایی که توسط شخص دیگر در قالب صورتهای مالی تهیه شده است، اعتبار می­بخشد و بدین وسیله قابلیت اتکای اطلاعات به کار رفته در تصمیمات اقتصادی را افزایش می­دهد(نیکخواه آزاد، 1379).

برخی استدلالهای نظری که حسن شهرت حسابرس را به توانایی نظارت حسابرس ارتباط می­دهند، مفاهیم کیفیت اطلاعات را در بر می­گیرند. برای مثال، بیتی(1989)، مدعی می­شود که اطلاعات افشا شده در گزارشهای حسابداری، حسابرسی توسط مؤسساتی که سرمایه­گذاری بیشتری در سرمایه اعتباری انجام   داده­اند، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، دقیق­تر می­باشد. مطالعات تجربی کمی رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی(حسن شهرت حسابرس و توانایی حسابرس) را بررسی کرده اند و استنتاجی را در باب چگونگی تأثیر اجزای فوق بر کیفیت اطلاعات به دست داده­اند.

کریشنان(2003)، این رابطه را به طور مستقیم بررسی کرد. او کیفیت اطلاعات را به صورت توانایی اطلاعات در پیش­بینی سود­آوری آینده تعریف می­کند. یافته­های او بیانگر این است که ذخایر احتیاطی مؤسسات دارای نام تجاری(6 ابر مؤسسه حسابرسی) در مقام مقایسه با ذخایر احتیاطی گزارش شده صاحبکاران مؤسسات فاقد نام تجاری پیش­بینی بهتری از سود­آوری آینده و جریانهای نقدی آینده است. مفهوم مطالعه کریشنان این است که او همزمان رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی(اعتبار اطلاعات و کیفیت اطلاعات) را آزمون می­کند. بنابراین، این مطالعه تنها مطالعه­ای است که کیفیت حسابرسی را همان گونه که در این نوشتار تعریف شده در نظر می­گیرد و به طور تجربی رابطه آن را با اعتبار اطلاعات و کیفیت اطلاعات آزمون می­کند. این مطالعه از فرضیات نظری قبلی، که به موجب آنها مؤسسات حسابرسی دارای نام تجاری حسابرسی­های با کیفیت­تری را هم از دیدگاه حسن شهرت حسابرس و هم از دیدگاه توانایی نظارت حسابرس انجام می دهند، حمایت می­کند(حساس یگانه، 1384).

عرصه پژوهشی جدید در باب کیفیت حسابرسی، که با تصویب قوانین پس از فروپاشی شرکتهای بزرگ به وجود آمده است، روابط بین اندازه استقلال حسابرس، یعنی یکی از اجزای توانایی نظارت حسابرس، و تأثیر حسابرس بر مدیریت سود را بررسی می­نماید. قانون­گذاران پیرامون این موضوع که در صورت افشای اعمال غیرقانونی صاحبکار، حسابرس ممکن است با ریسک از دست دادن حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی روبرو شود و بنابراین تمایل کمتری برای افشا اعمال غیرقانونی انجام شده در صورتهای مالی دارند، اظهار نگرانی نموده اند. بنابراین قانون­گذاران استدلال می­کنند که استقلال حسابرس از طریق وابستگی حسابرس به خدمات غیرحسابرسی در معرض خطر قرار گرفته است(کینی و همکاران[3]، 2004). چنین نگرانی­هایی سبب شده است تا پیشگیری هایی انجام شود برای مثال می­توان به الزام کمسیون بورس اوراق بهادار آمریکا برای افشای اطلاعات مربوط به حق­الزحمه­های خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی شرکتهای پذیرفته شده و قانون سابینز-آکسلی(2002)، که حسابرسان را در ارائه خدمات غیرحسابرسی محدود می­نماید، اشاره نمود(نیکبخت و همکاران، 1385).

یافته­های دانشگاهیان امریکایی نشان می­دهد که استدلال­های قانون­گذاران(مواردی نظیر آنچه به آن اشاره شد) هزینه­های حسابرسان برای به خطر انداختن استقلال­ شان را در نظر نگرفته­اند. همچنین آنان این احتمال را نادیده گرفته­اند که ارائه خدمات غیرحسابرسی به صاحبکاران حسابرسی از طریق فراهم نمودن اطلاعات برای حسابرسان امکان افزایش کیفیت را فراهم می­کند. به علاوه، مطالعات کمی درباره­ رابطه بین اندازه استقلال حسابرس و حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی پیش از اقدام قانونی انجام شده است. مطالعات اخیری که از اطلاعات در دسترس جدید استفاده می­کند، می­کوشند تا تأثیر حق­الزحمه­های خدمات غیرحسابرسی بر استقلال حسابرس را بررسی نمایند. این مطالعات در باب تناسب اقدامات قانون­گذاران می­باشند اما نتایج متناقضی را ارائه می­نمایند. قابل توجه­ترین مطالعه­ اولیه در این زمینه، یعنی مطالعه­ای که توسط فرانکل و همکاران[4](2002) انجام شد، رابطه مثبتی بین میزان حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی و دستکاری ذخایر احتیاطی یافته است(حساس یگانه، 1384).

این موضوع نشان می­دهد چنانچه حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی در مقایسه با کل حق­الزحمه افزایش یابد، حسایرسان کنترل کمتری بر روی مدیریت سود انجام می­دهند. اما مطالعات مشابه بعدی، از این فرضیه حمایت نمی­کنند. لیبی و کینی[5](2002)، چندین ضعف اصلی را که در مطالعه­ فرانکل و همکاران وجود دارد برمی­شمارند. فرانکل و همکاران نظریه­ متناقضی را به کار می­گیرند، سوالاتی که در رابطه با  حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی انجام شده است. از کنترل سایر علل بالقوه­ای که می­توانند متحرک نتایج باشند، ناتوان است و از داده­های مربوط به یک سال استفاده می­نماید(حساس یگانه، 1384).

رینولدز و همکاران[6](2004)، یافته­های فرانکل و همکاران را دوباره آزمودند و بیان نمودند که نتایج تحت تأثیر اولین عرضه عمومی سهام، نوع صنعت صاحبکاران، و صاحبکارانی که داراییهای اخیرشان رشدی بیشتر از 100 درصد داشته قرار گرفته است. زمانی که آنان این عوامل را تحت کنترل قرار دادند شواهدی نیافتند که اثبات نماید حق­الزحمه­هایی که برای جبران خدمات غیرحسابرسی به حسابرسان پرداخت شده است به استقلال حسابرس آسیب می­رساند.

دی فاند و همکاران[7](2002)، دریافتند که رابطه­ای بین حق­الزحمه­های خدمات غیرحسابرسی و گزارش نکردن تردید درباره­ تداوم فعالیت، وجود ندارد. کینی و همکاران(2004)، حق­الزحمه­های خدمات غیرحسابرسی را به حق­الزحمه­هایی که برای طراحی و اجرای سیستم­های اطلاعاتی مالی، حسابرسی داخلی، خدمات غیرحسابرسی عمومی و خدمات مالیات پرداخت می­شود، تقسیم نمودند. حال آن که روابط مثبتی را بین حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی عمومی و میزان استقلال حسابرس یافتند، یافته­های آنها مشخص می­کند که روابط مذکور برای سایر دسته­ها نیز وجود ندارند. در واقع رابطه منفی عده­ای بین حق­الزحمه­های خدمات مالیاتی و شماری از خدمات ارائه مجدد صورتهای مالی یافتند. یافته­های دی فاند و همکاران(2002)، رینولدز و همکاران(2004) و  کینی و همکاران(2004)، مشخص می­کند که واکنش­های قانون­گذاران مانند وضع قانون ساربینز- آکسلی که حسابرسان را از ارائه خدمات غیرحسابرسی منع می­کنند، می توانند عدم اثربخشی آنها را در بهبود کیفیت حسابرسی اثبات نماید. به علاوه، یافته­های مطالعاتی نظیر کینی و همکاران نشان می­دهند که محدود نمودن خدمات مالیاتی ارائه شده به صاحبکاران حسابرسی                    می­تواند به طور واقعی کیفیت حسابرسی را به صورت تجدید ارائه­های صورتهای مالی کاهش دهد(حساس یگانه، 1384).

همچنین ممکن است شرایط خدمات غیرحسابرسی به طور واقعی بتوانند کیفیت حسابرسی را از طریق ضوابط توانایی نظارت حسابرس افزایش دهند. به علاوه مطالعات سیمونیچ(1984)، حاکی از این است هنگامی که یک مؤسسه حسابرسی خدمات غیرحسابرسی را به حسابرسی شونده ارائه نماید، در این حالت ورود دانش به شرکت صاحبکار، می­تواند مولد بهره­وری در حسابرسی باشد. موضوع ارائه خدمات غیرحسابرسی به صاحبکاران حسابرسی و اثرش بر روی کیفیت حسابرسی می­تواند با انجام پژوهش­های دیگر آشکار گردد.

[1] Wong & Niu

[2] Jongh & Lin

[3] Kini et al

[4] Francel et al

[5] Libi & Kini

[6] Rinoldez et al

[7] Dee find et al

دانلود پایان نامه