توليد دانش،پایان نامه درباره مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

 

توليد دانش

توليد دانش، اين ترکيب بديع که چندان زماني از ضرب آن نمي گذرد، به نظر مي رسد در حال حاضر دغدغه بزرگي را تشکيل دهد. دولت ها و ملت هايي که ظاهرا به تازگي از نقش پژوهش در برقرار کردن تعادل اقتصادي، افزايش قدرت سياسي و نظامي، نفوذ فرهنگي و در نهايت رفاه و بهزيستي مردم خود آگاه شده اند، اهتمام بسياري را براي توليد دانش به کار مي زنند (افشار زنجاني، 1387). جامعه‌ شناسان علم بر اهميت ارتباطات به عنوان سازوکار اصلي تکوين و توليد علم تأکيد کرده اند وپيشرفت علم را بازتابي از نظام ارتباطي آن مي دانند. ارتباطات علمي در درون‌ سازمان هاي آموزشي و پژوهشي و نيز فراتر از مرزهاي نهادهاي مزبور، همواره يکي از عوامل‌ تأثيرگذار بر توليد و گسترش دانش بوده است. اين ارتباطات زمينهء ايجاد انسجام و هماهنگي‌ در جامعهء علمي، تعامل ديدگاه ها ترکيب ايده ها و ايجاد نظريه هاي جديد، گسترش‌ رويکردهاي بين رشته اي و ايجاد رشته هاي جديد دانش، برقراري روابط بين نهادي در علم و کاربرد نتايج علم در صنعت و تکنولوژي و در نتيجه تحول ساختاري نهاد علم و بازسازي‌ مداوم سيستم‌ هاي بنيادي دانش را فراهم می آورند. گيبونز و در کتاب توليد جديد دانش از چرخش کلي در شيوه جست و جوي دانش سخن مي‌گويند. به نظر آن ها فعاليت پژوهشي جديدي ظهور کرده است که از انسجام متفاوتي برخوردار است. شيوه دوم، از توليد دانش«مبتني بر رشته» که در دانشگاه ها رايج است، يعني از شيوه يک، تمايز دارد. زمينه اکتشاف، نقش رشته، آميزه مهارتي پژوهشگران و اشکال سازمان، مسئوليت اجتماعي و بازانديشي محققان و کنترل کيفيت در اين دو شيوه با همديگر تفاوت دارد. شيوه دوم فرارشته‌اي  است و نه تنها مساهمت هاي رشته اي را فراهم مي‌ آورد بلکه در وراي آن‌ ها چارچوب هاي جديدي را مطرح مي‌کند. اين شيوه با ناهمگوني مهارت ها، ترجيح سلسله مراتب کوتاه تر و ساختارهاي سازمان موقتي مشخص مي شود و از لحاظ اجتماعي مسئول تر و بازانديش تر است. گيبونز  علل ظهور شيوه جديد توليد دانش را مورد بحث قرار مي‌دهد: با وجود موفقيت برجسته شيوه اول، در طي سال ها تعداد دانش‌آموختگان در زمينه امور پژوهشي و برخي از مهارت هاي تخصصي چنان افزايش يافت که امکان جذب آنها در ساختار رشته اي دانشگاه ها وجود نداشت. برخي از اين افراد در آزمايشگاه هاي دولتي و بخش صنعت جذب شدند و سايرين نيز آزمايشگاه‌ ها، هسته هاي فکري و دفاتر مشاوره اي خود را تأسيس کردند. در نتيجه تعداد اماکني که در آن ‌ها پژوهش کيفي میتوانست انجام شود افزايش پيدا کرد. اين افراد و سازمان‌ هاي آن ‌ها منابع فکري و زمينه اجتماعي شيوه جديد توليد دانش را شکل دادند. توسعه حمل و نقل و تکنولوژي اطلاعات ظرفيت تعامل اين مکان‌ ها را فراهم کرد. تعامل بين اين مکان‌ هاي دانش به انفجاري در تعداد پيوستگي‌ هاي متقابل و ترکيب‌ هاي ممکن دانش و مهارت انجاميد. نتيجه اين فرايندها را مي‌ توان به عنوان يک نظام توليد دانش داراي توزيع اجتماعي توصيف کرد که در آن ارتباطات فزاينده ‌اي در سراسر مرزهاي نهادي موجود رخ مي‌ دهد. برآيند اين وضعيت، شبکه اي است که گره ‌هاي آن اکنون در سراسر جهان کشيده شده و ارتباط و پيوستگي آن روز به روز افزايش مي ‌يابد. زمينه ‌هاي کاربرد غالبا مکان‌ هايي براي مسائل فکري چالش برانگيزند؛ درگيري در شيوه دوم اجازه دست يابي به اين مسائل و وعده‌ هاي همکاري نزديک با متخصصاني با مايه‌ ها و دورنماهاي متنوع را مي دهد(قانعي راد، 1381). در واقع خلق دانش فرآيندي بي پايان است که شامل خلق ايده هاي جديد، شناخت الگوهاي تازه، ترکيب قواعد جدا از يکديگر و ايجاد فرآيند هاي جديد به منظور ايجاد و خلق دانش است. همه ابزار هاي مشارکتي که در جهت به دست آوردن دانش مورد استفاده قرار مي گيرند، در خلق دانش موثرند. کتابخانه و بخش اسناد به عنوان منابع دانش نقش مرکزي دارند. توانايي سازمان در به وجود آوردن و توليد دانش، ابزار خوبي براي خلق دانش است(نوري و همکاران، 1388). براي خلق دانش راهکارهاي مختلفي وجود دارد. نرم افزار هاي شبيه سازي موجود، روش هاي تحليلي جديد و ابزار سخت افزاري از جمله مواردي است که به توليد و رشد دانش کمک شاياني نموده است. در ادامه به بررسي يکي از ابزارهاي جديد توليد دانش مي پردازيم که طبق گفته دانشگاه ام.آي.تي آمريکا به عنوان 10 رشته تحول آفرين در عصر جديد معرفي شده است. اين ابزار با نام داده کاوي شناخته مي شود.

 

دانلود پایان نامه