تعریف اعتیاد به کار:پایان نامه اعتیاد به کار و بهداشت شغلی و کیفیت زندگی کاری

دانلود پایان نامه

2 تعریف اعتیاد به کار:

اعتياد به كار، وضعيتى می‌باشد كه طي آن، فرد به نحوى رفتار می‌نماید كه براي خانواده و زندگي اجتماعي وى در محيط كار و خارج از آن، زيا ن آور است. واژه اعتياد به كار، به‌طورگسترد ه اي مورداستفاده قرارگرفته، ولي پژوهش‌های تجربي كمي درباره بهبود و افزايش درك افراد از پديده مذكور انجام گردیده است. ازاین‌رو، اتفاق‌نظر و توافق چندانى درباره معاني و جنبه‌های مختلف آن وجود ندارد.(عنایتی و همکاران 1391، 2)

اعتیاد به کار اولین بار توسط یک روانشناس آمریکایی به نام وین اوتس در سال 1971 به‌کاربرده شد که به معنای نوعی خو گرفتن و اعتیاد به کار در افراد می‌باشد که فرد نیاز فراوانی به کار کردن دارد که این نیز موجب اختلالات و تعارضات زیادی در سلامت جسمانی، شادی، روابط بین فردی و روحیه اجتماعی بودن فرد دارد.

اين تعريف شامل دو عنصر اصلي می‌باشد: كاركردن بسيار شديد و وجود ميل ذاتي شديد براي كار كردن. (مک میلیان 2003)

مورد اول به این موضوع اشاره می‌نماید كه افراد معتاد به كار، ذاتاً تمايل دارند که زمان اضافي بيشتري نسبت به ميزان كاري كه به صورت معقول از آنان براي برآورده ساختن اهداف سازمان انتظار می‌رود صرف انجام كار كنند و مورد دوم نیز به این اذعان دارد كه افراد معتاد به كار هميشه و دائماً دربارة كار فكر می‌کنند، حتي هنگامی‌که در حال انجام كار نيستند. در واقع می‌توان این‌طور بیان نمود که ذهن افراد معتاد به كار، همواره درگير امور مربوط به كار است. اين دو جزء كه به ترتيب، عناصر رفتاري و شناختي اعتياد به كار را تشكيل می‌دهند به ريشه واژ ه اعتياد به كار اشاره دارند كه درست منطبق با الكليسم می‌باشد.(اوتس 1983)

افراد معتاد به كار کسانی هستند که بسيار بيشتر از وظايفي که برای آن‌ها در نظر گرفته شده است و از آن‌ها انتظار می‌رود، كار می‌کنند به‌طوری حتی كه زندگي خارج از محيط شغلی‌شان را ناديده گرفته و از آن دوری نیز می‌گزینند. بنابراين می‌توان گفت كه بارزترین ويژگي این افراد اين است كه فراتر از چيزي كه الزامي است و از آنان خواسته‌شده است كار می‌کنند.(بولنس و پولمنس[1] 2004، 470-17؛ اسکات، موری و میسلی[2] 1997، 314-287)

همچنین اولين تعريف آكادميك و عملى توسط اسپنس و رابينز (1992) درباره واژه اعتياد به كار بيان گردد. به اعتقاد آن‌ها، اعتياد به كار از برخى نگرش‌ها و برداشت‌های افراد نشأت‌گرفته است یعنی فرد معتاد به كار درگيرى فراوان در كار، روحيات سخت‌گیرانه زياد به انجام كار يا اشتياق درونى بسيارى به كار دارد و لذت كمى از کار خود می‌برد. آن‌ها اعتياد به كار را بر اساس سه بعد زیر تعریف می‌نمایند:

  1. عجين شدن با كار
  2. تمايل دروني به كار
  3. و لذت از كار

و نیز اظهار می‌نمایند که در افراد معتاد به كار، درجه عجين شدن با كار بسیار بالاست می‌باشد همچنین تمايل و كشش بسيار زيادي به كار داشته اما آن‌ها نمی‌توانند از كار لذت زيادي ببرند و در مقابل، مشتاقان به كار با كار عجين شده اما از كارشان لذت برده و كشش افراطي هم به كار ندارند.

ضمن آن‌که افراد معتاد به كار چون تمايلي به تفويض اختيارات و وظايفشان ندارند با همكارانشان دچار تعارض می‌گردند و درنتیجه فرايندهاي كاري را پیچیده‌تر می‌کنند. هنگامی‌که مقدار انرژي زيادي كه افراد معتاد به كار در كارشان صرف می‌کنند از طريق تجديد قواي فردي جبران نشود، سرانجام نيروي آنان تضعيف شده و دچار تحليل رفتگي می‌گردند (سوننتاج و زیلسترا[3] 2006،350-330)

 

2-2-3 اهمیت اعتیاد به کار:

با توجه به حضور نسبتاً طولانی کارمندان در محیط‌های كاري و صرف بخش قابل توجهي از زمان روزانه آنان براي انجام كارهای روزمره و همچنین دغدغه و اشتغالات ذهني فعالیت‌های كاري موجب شده است افراد زمان بسيار زيادي را به‌طور دلخواه و داوطلبانه به فعالیت‌های كاري اختصاص می‌دهند، بدون آن‌که به انداز ة مناسب و كافي به استراحت و تفريح پرداخته و زماني را به خانواده و دوستان اختصاص دهند؛ ازاین‌رو اکثراً استرس زيادي را تجربه کرده و كارشان موجب مشكلات جسمي و رواني براي آنان می‌گردد که از اين عده با عنوان معتاد به كار و از اين خصيصه به‌عنوان اعتياد به كار ياد می‌شود. در واقع، مسئله اصلي تحقيق، اين است كه پديد ة اعتياد به كار باعث ايجاد مشكلات جسمي و رواني براي افراد و غفلت آن‌ها از خود و خانواده‌شان می‌شود كه شناسايي عوامل مؤثر بر شکل‌گیری اعتياد به كار حائز اهميت فراوان است.(احمدی و همکاران 1389، 48)

ازآنجایی‌که رفتارهاي فرد معتاد به كار مخرب می‌باشد، عواقبي برجسم و روان و روابط فرد برجاي می‌گذارد. اين افراد به دلیل فرصت كمي براي استراحت و تفریح دارند (شوفلی و شیمازو[4] 2009) به مرور زمان ازلحاظ شناختي و هيجاني فرسوده شده و چون دائماً به کار فکر می‌نمایند حتي زماني كه در محيط كار نيستند دچار برانگيختگي سمپاتيك شده و ازلحاظ هيجاني آشفته می‌گردند (تاریس و شوفلی 2005، 60-37) که درنتیجه آن سطوح بالايي از اختلالات رواني و شكايات جسماني را گزارش می‌دهند.(شوفلی و سالانوا[5] 2002، 92-71، تاریس و شوفلی 2005، اسپنس و رابینز 1992، 160-78) تحقيقات زيادي به بررسي پیامدهای اعتياد به كار پرداخته‌اند كه نشان می‌دهند افراد معتاد به كار دچار مسائلي مانند تعارض كار _ خانواده (بورکه[6] 1999، 225-40، بورکه 2007، 257) رضایت زناشویی پایین (تاریس، شوفلی و شیمازو، بورکه 1999، 352-64)، و روابط بین فردی معیوب (روگلبرگ[7] 2007، 888-887) می‌باشند همچنین رضايت شغلي (بورکه 1999، 277-82) و عملكرد شغلي (شوفلی و تاریس 2006، 217-193) آن‌ها نيز پايين است. با توجه به اهميت مسئله اعتياد به كار و پيامدهاي آن لازم است اين مسئله در عمل بررسي گردد كه آيا اعتياد به كار می‌تواند باعث ايجاد مشكلات جسماني يا رواني در كاركنان شود يا خير؟ پژوهش حاضر به بررسي تأثیر این موضوع و بهداشت شغلی بر کیفیت زندگی کاری کارکنان سکوی سروش می‌پردازد.

 

 

[1] Buelens & Poelmans

[2] Scott , Moore & Miceli

[3]Sonnentag & Zijlstra

[4] Schaufeli & Shimazu

[5] Salanova

[6] Burke

[7] Rogelberg

دانلود پایان نامه