تئوريهاي تقسيم سود: پایان نامه درباره سود سهام

دانلود پایان نامه

 

تئوريهاي تقسيم سود

تئوريسين هاي مالي نظريات خود رابا توجه به اينكه، به ارتباط بين سياستهاي تقسيم سود و ارزش سهام معتقد هستند، ويا به عدم وجود ارتباط بين آنها ، ارائه داده اند . بعضي از اين صاحب نظران كوشيده اند با توسل به رياضيات پيچيده وتحت شرايط بازار سرمايه كامل[1] فرضيات خود رادر رابطه با بي ارتباطي بين تقسيم سود به اثبات رسانند . پيروان اين مكتب به” Perfect Market School ” معروف هستند .

عده اي ديگر به وجود نواقص در بازارهاي واقعي اشاره داشته ومدعي هستند ،كه به دليل وجود اين نواقص سياست تقسيم سود نمي تواند در ارزش سهام بي تأثير باشد . طرفداران اين مكتب ” Imperfect Market School” مشهورند . در متون مالي نظريات اين دو گروه به ترتيب تحت عنوان عدم ارتباط تقسيم سود [2]ومربوط بودن تقسيم سود[3]آمده است .

2-7-1 ) نظريه عدم ارتباط تقسيم سود

مولياني و ميلر (1961 ) در مقاله اي حاصل كار تئوريكي خود را ارائه دادند .آنها به اين نتيجه رسيدند كه سود پرداختي تأثيري بر روي قيمت سهام ندارد؛ وفقط سياست سرمايه گذاري عاملي است، كه مي توان از طريق آن درآمد حاصله شركت وبالنتيجه قيمت سهام آن را افزايش داد. در مقابل تصميما ت مربوط به سرمايه گذاري ، نحوه تقسيم سود از ارزش چنداني برخوردار نبوده و بي اهميت مي باشد . نظريه آنها به” M-M “[4] شهرت يافته است . M-M تئوري خود را تحت فرضياتي بيان نمودند كه عبارتند :

الف – بازار سرمايه در رقابت كامل قرار دارد يعني :

  • هيچ خريدار يا فروشنده اي آنقدر بزرگ نيست، كه تأثير قابل ملاحظه اي برقيمت حاكم بربازار بگذارد .
  • كليه سرمايه گذاران بدون هيچگونه هزينه اي وبه طور يكسان به اطلاعات مربوط به قيمت وساير خصوصيات مربوط به سهام دسترسي دارند .
  • هيچگونه هزينه داد وستد ، ماليات برانتقال سهم يا ساير هزينه هاي معاملاتي مربوط به خريد وفروش سهام وجود ندارد.
  • هيچگونه تفاوت ماليات از نظر ماليات برافزايش قيمت وماليات برسود سهام وجودندارد.

ب- سرمايه گذاران در بازار رفتار منطقي وعقلاني دارند يعني :

  • سرمايه گذاران هميشه ثروت بيشتر را به كمتر ترجيح مي دهند . (وستون ، جي ، 1374)
  • سرمايه گذاران نسبت به افزايش ثروت خود به شكل پرداخت نقدي در قيمت سهام خود بي تفاوت هستند.
  • قيمت اوراق بهاداربرابراست با ارزش فعلي جريانات نقدي مورد انتظار.
  • هيچگونه تضادي ميان سهامداران ومديران وجود ندارد زيرا هر دوگروه يكي هستند . اين فرض حاكي از عدم وجود هزينه هاي نمايندگي است .

ج – سرمايه گذاران نسبت به برنامه آينده سرمايه گذاري وسود شركت اطلاع كامل ندارند ودر اثر اين اطمينان نيازي به تمايز بين سهام واوراق قرضه به عنوان وجوه موجود ندارد ومي توان به گونه اي عمل كرد كه گويا يك وسيله تأمين مالي بيشتر وجود ندارد . M-M بخاطر سهولت در بحث خود اين گونه وسيله تأمين مالي را سهام فرض نمودند .

براي شروع تشريحات M-M در مورد سياست هاي تقسيم سود لازم به نظرمي رسد .ابتدا مختصراً در مورد اعتقاد آنها در مورد تأثير ساختار سرمايه که واقع مباني براي نظريه بي ارتباطي تقسيم، در ارزش است توضيح داده شود . نظريه آنان در مورد ساختار سرمايه در واقع مباني براي نظريه بي ارتباطي تقسيم سود به حساب مي آيد . M-M در مقاله اي (1958) بحث اكادميك وجالبي را در مورد ساختارسرمايه ارائه دادند كه، نتايج آن نشانگر اين است كه، ارزش كلي شركت به ساختار سرمايه آن بستگي ندارد. به دليل اينكه هزينه متوسط سرمايه هر شركت بطوركامل مستقل از ساختارسرمايه آن تعيين مي شود . (وستون ، جي ، 1374)

نظريات آنان برمبناي فرضيات زير ارائه گرديده است .

  • در بازار رقابت كامل، سرمايه وجود دارد ودرآن سرمايه گذار اطلاعات كامل داشته وعقلاني رفتارمی کند، هزينه هاي كارگزاري وانتشار سهام وجود ندارد .
  • سرمايه گذار در مورد سود آوري آتي شركت اطمينان كامل دارد .
  • تمامي شركتها مي توانند به گروههاي متجانسي از نظر ريسك تجاري تقسیم نمود. درآمدهاي ايجاد شده توسط داراييهاي يك شركت به خصوص كه در يك طبقه خاص از نظر ريسك قراردارد داراي همان درجه از ريسكي است ،كه درآمدهاي ايجاد شده دارايي هاي ساير شركتها
  • ماليات بردرآمد شخصي وماليات بردرآمد شركت وجود ندارد .
  • شركتها وافراد قادرند بدهي هاي خود رابدون محدوديت ، در نرخ بهره ثابتي افزايش دهند .
  • سهامداران در مورد اهرم شخصي واهرم مالي بي تفاوت هستند .
  • نظريات مربوط بودن تقسيم سود :
  • 2-7-2-1)) مدل پرنده در دست [5]
  • بر اساس این تئوری مایرون گوردن[6]و جان لینت نر[7]، چنین استدلال کردند که با افزایش درصد سود تقسیمی ، نرخ هزینه سرمایه سهام عادی کاهش می یابد. یعنی سهامداران برای سود تقسیمی مورد انتظار در مقایسه با سود سرمایه مورد انتظار ارزش بیشتری قائل هستند. علت آن این است که هزینه سرمایه سهام عادی حاصل جمع دو نرخ می با شد که عبارتند از : نرخ سود تقسیمی مورد انتظار و نرخ رشد در سالهای آینده.
  • در تقسیم سود نیز سهامداران به تغییرات دو نرخ توجه می کنند، چون سرمایه گذاران به سود تقسیمی مورد انتظار نسبت به سود سرمایه مورد انتظار اطمینان بیشتری دارند، لذا چون به آن اطمینان بیشتری دارند، با نرخ کمتری از آن نیز رضایت می دهند. در نتیجه هر چه سود تقسیمی بیشتر باشد، نرخ هزینه سرمایه سهام عادیکاهش خواهد یافت. ( وستون وبریگام ، 1385)
  • 2-7-2-2) تئوری اولویت مالیاتی
  • بر اساس این تئوری هر چه درصد سود تقسیمی کمتر باشد، مالیات کمتری پرداخت خواهیم کرد. لذا ترجیح داده می شود که سود کمتری پرداخت شود. سرمایه گذار دو نوع مالیات پرداخت می کند، مالیات بر سود سهام و مالیات بر فروش سهام. هر چه سود سهام کمتری پرداخت شود، قیمت سهام کمتر کاهش یافته و در نهایت بهای فروش آن بیشتر می شود، در نتیجه هر چه سود کمتری پرداخت شود، مالیات کمتری پرداخت می شوداما همین امر باعث می شود قیمت سهام کمتر کاهش یافته و در زمان فروش سهام این مالیات پرداخت خواهد شد .بر اساس این تئوری با توجه به مواردی که در زیر خواهد آمد مالیات بر سود تقسیمی بیشتر از مالیاتی است که در صورت عدم تقسیم سود در فروش سهام مالیات مربوطه را خواهد پرداخت.( وستون وبریگام ، 1385)
  • 1- نرخ مالیات بر سود سرمایه ( فروش سهم )معمولا خیلی کم است . در حالیکه مالیات بر سود تقسیم شده (بخصوص اگر نرخ مالیاتی تصاعدی باشد ) برای کسانی که سهامدار عمده اند و سود زیادی دریافت می کنند زیاد است ومالیات را با نرخ بیشتری می پردازند.
  • 2- مالیات بر سود سرمایه ( فروش سهام)در زمان فروش سهم پرداخت می شود و با توجه به ارزش زمانی پول هزینه پرداخت مالیات دارای هزینه موثر کمتری است.
  • 3- اگر هیچ وقت سهام را نفروشید هیچگونه مالیاتی پرداخت نخواهید کرد.
  • با توجه به این تئوری اگر سود بیشتری تقسیم شود سهامدار نسبتا مالیات بیشتری پرداخت خواهد کرد بنابراین ترجیح داده می شود سود کمتری پرداخت شود. (( وستون وبریگام ، 1385)

 

Perfect Market – 1

Irrelevance of Dividend – 2

Relevance of Dividend – 3

Modigiliani-Miler – 4

Bird in hand1

M.j. Gordon- 2

Jon Lintner- 3

دانلود پایان نامه