اعتماد و کنترل،پایان نامه درباره اعتماد سازمانی

دانلود پایان نامه

2-1-        رابطه بین اعتماد و کنترل

رابطه بین اعتماد و کنترل[1] خیلی پیچیده است و بر روی یک پیوستار در نظر گرفته شده است. در یک سر پیوستار مکانیزم های کنترل سلسله مراتبی قرار دارد و سر دیگر پیوستار نشان می دهد که اعتماد می تواند جایگزین برای مکانیزم های کنترل سلسله مراتبی باشد. مکانیزم های کنترل و اعتماد در توسعه نوآوری و کارایی سازمان ها، فرایندهای مکمل یکدیگر هستند. ما به اعتماد جهت ریسک‌پذیری، احساس راحتی هنگام اشتباهات و تجربه اندوزی از آن ها نیاز داریم.

همچنین نیازمند مقداری بی اعتمادی[2] به منظور کنترل و جلوگیری از اشکال مختلف سوء استفاده از قدرت رسمی و شخصی نیز می باشیم (داس و تنگ[3]، 1998: 494).

شواهد زیادی وجود دارند که حاکی از نتایج منفی به کارگیری مکانیزم های کنترل رسمی است. این احتمال وجود دارد که استفاده از مکانیزم های کنترل، می تواند استفاده از فرصت هایی برای شکل‌گیری اعتماد بین فردی را کاهش دهد. مکانیزم های کنترل و اعتماد به طور مجزا مورد استفاده قرار نمی گیرند. اعتماد می تواند به عنوان تسهیل کننده شرایط بین مکانیزم های کنترل به کار گرفته شود. و کنترل واقعی را تسهیل نماید. از طرف دیگر، موقعی که اعتماد وجود دارد، مکانیزم های کنترل کار می کنند و کنترل واقعی ایجاد می شود. شاید موقعی که کارکنان به دیگری اعتماد می کنند، بیش تر برانگیخته می شوند که به طور وسیع و فراگیری با همدیگر کار کنند و برای رسیدن به اهداف تلاش نمایند. مطالعات در وحدت استراتژی نشان می دهند که مکانیزم های کنترل رسمی مانند قراردادهای حقوقی نمی توانند تعهد را افزایش دهند. ممکن است رضایت را تا حدودی افزایش دهند؛ اما نمی توانند تعهد ایجاد نمایند (وارا[4]، 2001، 96).

2-2-             پیامدهای کمبود اعتماد

موقعی که سطح اعتماد در یک سازمان پایین است وضعیت آن سازمان چگونه است؟ مطابق نظر ساویج[5] در سال 1982:

  • جو سازمان معمولاً ساکت و آرام است؛ انرژی و تعهد در سطح پایین قرار دارد؛
  • هیچ تعارضی وجود ندارد، هیچ فردی از خود مقاومت نشان نمی دهد و ناراضی تنبیه می شوند؛
  • تغییرات معمولاً با سوء ظن و بد گمانی و با یک زنگ خطر همراه است،
  • شیوه مدیریت از بالا به پایین است؛ مقام و پست دارای اهمیت زیادی است؛ تصمیمات از طریق زنجیره فرماندهی کنترل می شود؛
  • کارکنان احساس می کنند که درون شغل هایشان محدود شده اند،
  • نبودن اعتماد تأثیرات منفی و نامطلوبی بر روی اثر بخشی عملکرد هر سازمان می گذارد.

کارکنان در سازمان هایی که اعتماد در سطح پایین قراردارد، در سطح بالایی از استرس عمل می کنند. کارکنان در جریان تصمیم گیری دخالت ندارند، یا موقعی که تصمیمات اشتباه از آب در آمده آن ها مقصر شناخته می شوند، که این نکته از تمرکز کارکنان بر روی کاری که انجام می دهند جلوگیری می نماید و نهایتاً بهره وری کاهش پیدا می کند.

سطح پایین اعتماد در سازمان باعث می شود که کارکنان جریان اطلاعات را در سازمان منحرف کنند و با کارکنان و همکاران با بدگمانی و سوء ظن رفتار نمایند. موقعی که اعتماد کاهش پیدا کرد موانع ارتباطاتی ایجاد شده، اطلاعات بطور باز و صادقانه جریان پیدا نمی کند؛ در نهایت فرایند تصمیم‌گیری ضعیف شده، کیفیت تصمیمات پایین می آید. در جایی که اعتماد کم است نوآوری با مشکل مواجه می شود. در چنین سازمان هایی کارکنان می ترسند که مبادا طرح و نقشه آن ها با شکست مواجه شود، یا این که آن ها از سوی همکارانشان مسخره شوند؛ زیرا آن ها از راه ها و شیوه های نوین وحشت دارند (بایرد و آماند[6]، 995،: 7).

نقش اعتماد به طور کاملاً گسترده و در زمینه های مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است. مطابق نظر سایدو[7] توسعه و نگهداری اعتماد بسیار مشکل است. وی معتقد است که شرایط (فرایندها، تکراری بودن و محیط) از تکامل اعتماد تأثیر می پذیرد. سایدو معتقد است که حتی اگر اعتماد مدیریت نشود، عاملان هنگام ایجاد و نگهداری روابط و شبکه های درون سازمانی بایستی به طور اعتماد برانگیز عمل نمایند. پس پیشنهاد شده است که طرفین در شکل گیری ارتباطات با استفاده از شاخص ها یا نشانه هایی در گفتار و کردار به طور پیوسته، آگاهانه یا غیر آگاهانه به ارزیابی اعتماد بپردازند (شکل 2-1):

[1] – Control

[2] – Distrust

[3] – Das& Teng

[4] – Wara

[5] – Savage

[6] – Baird & Amand

[7] – Sydow

 

ازیابی دوطرفه اعتماد

منبع: (Blomqvist, Sthale, 2000, P.4)

رینگ[1] مطرح می کند که ارتباطات بین بیگانگان به طور فزاینده ظهور پیدا می کند و حداقل ارتباط نیازمند حداقل اعتماد است. توانایی برخورد و تماس با خطر و توانایی توسعه اعتماد را به عنوان یک پیوستار از «اعتماد شرطی» تا «اعتماد غیر شرطی» – پیوستار ممکن است به سمت عقب و عدم اعتماد حرکت کند – در نظر می گیرد. کشف سیستم ارزشی طرف های مقابل، در آغاز تلاش و زمان زیادی لازم دارند؛ بنابراین طرفین ممکن است در آغاز یک ارتباط، تحت اعتماد شرطی و دانش و بینش عمیق تر که در طول فرایند به دست می آید قرار بگیرند:

[1] – Ring

 

پیوستار اعتماد

اعتماد شرطی ممکن است در به کارگیری یک سطح معین از حداقل ارتباط کافی به نظر برسد؛ اما نیاز به کنترل و ارزیابی هنوز باقی می ماند. اعتماد معمولاً آسیب پذیر و شکننده است. حتی نشانه های کوچک از عدم اعتماد ممکن است منافع و تلاش برای ایجاد و بهبود ارتباطات را قطع نماید. اگر محدوده اعتماد کافی نباشد، گروه ها نخواهد توانست برای مدت زیادی نقش یکدیگر را ایفا نمایند؛ لذا بی اعتمادی[1] پدیدار خواهد گشت. اگر گروه ها بتوانند به سطح اعتماد بی قید و شرط دست پیدا کنند، خواهند توانست کاملاً بر انجام دادن وظایف خود تمرکز نمایند. اعتماد بی قید و شرط تأثیرات مثبتی از جمله دوستی را به همراه خواهد داشت و افراد بهتر می توانند نقش و وظیفه یکدیگر را تصور نمایند (بلومکویست و استاله[2]، 2000: 4 و 5و 6).

آدمی نظاره گر منفعل در زندگی خود نیست، بلکه نیرویی فعال در شکل دهی دنیای خویش است. او حقیقت اجتماعی خویش را با اثر گذاری بر رفتار قابل مشاهده دیگران می آفریند. سازمان ها و شرکت ها به همین صورت رفتار می کنند. به عبارت بهتر، سازمان ها می توانند بر نحوه نگرش، رفتار و عملکرد طرف های تعاملی خود تأثیر مثبت یا منفی بگذارند. یک سازمان هوشمند همواره در پی این خواهد بود که در تعامل خود با سایر شرکت ها یا سازمان ها و روابط بین افراد مانند کارکنان با مدیران، تصویری مثبت از خود بر جای گذارد که راهنمای او در آینده به سوی موفقیت بیشتر باشد. مدلی که ارائه می گردد (شکل2) راهنمایی بسیار ساده در عین حال کاربردی برای تشخیص شرایط مناسب اعتماد در تعاملات می باشد. این مدل بیان می کند که تداوم و توسعه اعتماد در روابط آتی  تا حد بسیار زیادی به عملکرد کنونی ما بستگی خواهد داشت؛ بدین معنا که اگر ماتوانستیم به خواسته های منطقی و معقول طرف مقابل بهتر از سایر رقبا پاسخ دهیم، می توانیم مطمئن باشیم که او باز هم به سراغ ما می آید و روابط کاری از این قبیل را با ما توسعه خواهد بخشید؛ اما اگر نتوانیم به انتظارات معقول و منطقی وی پاسخ شایسته و مناسب بدهیم و شرایط طوری شد که او ما را در مقایسه با سایر رقبا در سطحی پایین تر ارزیابی نمود نه تنها امکان روابط تجاری را با او از دست داده ایم، بلکه وی به عنوان یک عامل تبلیغ منفی عمل خواهد نمود (احمدی مهربانی، 1381: 4).

[1] – Distrust

[2] – Blomqvist & Stahle

 

مدل سطح اعتماد

 

این مدل در مورد روابط بین فردی نیز مصداق پیدا می کند؛ یعنی در روابط بین فردی هر کدام از طرفین می تواند تحت عنوان اعتماد کننده و اعتماد شونده قرار گیرد و اگر اعتماد شونده به انتظارات اعتماد کننده پاسخ مثبت بدهد، باعث افزایش سطح اعتماد بین طرفین می شود؛ در غیر این صورت افراد به همدیگر اعتماد نمی کنند و روابط خیلی کند می شود، یا اصلاً ارتباط صورت نمی گیرد.

2-1-

دانلود پایان نامه