ارتباط عميق ديدگاه مديريت اسلامي با مفهوم سرمايه اجتماعي:

دانلود پایان نامه

ارتباط عميق ديدگاه مديريت اسلامي با مفهوم سرمايه اجتماعي:

ويژگي‌هاي مديريت اسلامي با محورها و خصايص سرمايه اجتماعي (اعتماد، همكاري، مشاركت، عدالت، مسئوليت‌پذيري و شريك ساعي و تعهد) ارتباط قابل توجهي دارند. شكل‌گيري، اعتماد، صداقت، توجه به نهادهاي كارساز،‌ وجدان كاري و مشاركت و ايجاد ارتباط معقول با ديگران، ‌مسئوليت‌پذيري، زمينه‌ساز براي گسترش امنيت و عدالت،‌ احترام متقابل و تلاش‌ براي انجام كار مولد،‌ از عناصر سرمايه اجتماعي محسوب مي‌شوند.

بديهي است ابعاد انديشه و رفتار پيامبر اسلام (ص) بطور تشيع در ارتباط با سرمايه اجتماعي است و ابعاد ديگر، بازخوردي است كه غير تشيع به توليد سرمايه اجتماعي كمك مي‌كند و همراهي و همكاري پيامبر اسلام با مردم و پديد آمدن اميد و دلگرمي در آنان، خود زمينه توليد نوعي اعتماد متقابل بين ولي و مردم محسوب مي‌شوند مبارزه با نهادينه شدن مفاسد اقتصادي و تلاش براي نهادينه شدن زمينه‌هاي بالندگي اقصادي، تلاش براي نهادينه شدن زمينه‌هاي بالندگي اقتصادي از عناصر باز توليد سرمايه اجتماعي در صدر اسلام هستند. هم چنين تحريم ربا، تشويق فعاليت‌هاي وقف، زكات، انفاق و نوع‌پرستي و تشويق به كار گروهي و تلاش براي مشاركت دادن افراد و در كار گروهي، از مصاديق زمينه‌ساز سرمايه اجتماعي در انديشه اسلامي هستند.

2-13- پيامدهاي مثبت سرمايه اجتماعي

2-13-1-كنترل اجتماعي، در واقع سرمايه اجتماعي با ايجاد همبستگي و افزايش اعتماد، به افزايش نظم اجتماعي كمك مي‌كند.

2-13-2-حمايت خانوادگي و رشد شخصيتي و علمي بچه‌ها در خانواده‌هاي سالم، بيشتر از خانواده‌هاي ناسالم است،‌ يعني خانواده به نوعي مي‌تواند بجاي سرمايه اجتماعي محيطي عمل كند.

 

منفعت عمومي سرمايه اجتماعي

سرمايه اجتماعي ويژگي‌هاي معيني دارد كه آن را از كالاهاي خصوصي، تقسيم‌پذير و انتقال‌پذير كه در نظريه اقتصادي نئوكلاسيك بحث شده است. متمايز مي‌سازد. يكي از اين ويژگي‌ها،‌انتقال‌ناپذيري عملي آن است؛ زيرا اگر چه اين سرمايه منبعي است كه ارزش استفاده دارد. اما به آساني مبادله نمي‌شود. صفت كيفي ساختار اجتماعي كه فرد در آن قرار گرفته، اين است كه سرمايه اجتماعي، دارايي شخصي هيچ يك از افرادي نيست كه از آن سود مي‌برند (نيكومرام 1387)

2-14- نمونه‌اي از تهديدات سرمايه اجتماعي

هرچه اعتماد و حس ارزشمند بود افراد در جامعه‌اي بالاتر باشد، جامعه پوياتر شده و فعاليت، مشاركت و گذشت در آن جامعه بيشتر خواهد شد، لكن متأسفانه در جامعه، مشاهده مي‌شود كه بعضي از افراد دچار نوعي انزواي اجتماعي شده‌اند كه اين امر نشانه ركود سرمايه اجتماعي است.

هر چه سرمايه اجتماعي بالاتر باشد،‌ آستانه تحمل افراد نسبت به بزهكاري‌ها و انحراف‌ها بالاتر مي‌رود و جامعه سالم‌تر و پاك‌تر خواهد بود.

در جامعه‌اي كه سرمايه اجتماعي بالا باشد، مديران جهت رسيدن به اهداف طراحي شده داراي همكاري و مشاركت بيشتري با يكديگر هستند. مردم نيز اغلب داراي رضايت‌مندي و حمايت هستند كه اين مسئله خود به خود باعث افزايش اعتماد مردم نسبت به يكديگر و مديران جامعه است. اين مسئله جاي بسي تفكر و انديشيدن دارد؛ زيرا مردم به رفتار نخبگان و مديران كاملاً توجه داشته و از رفتار آنها تأثير مي‌پذيرند.

در جامعه‌اي كه سرمايه اجتماعي دچار ركود شود، هر كس به دنبال اين است كه فقط جايگاه خود را بالاتر ببرد و توجه او نسبت به ديگر افر اد جامعه بسيار كاهش مي‌يابد؛ به طوري كه اين حس خودبه خود باعث گسست و انفصال اجتماعي مي‌شود.

در جامعه‌اي كه سرمايه اجتماعي بالا باشد، افراد آن جامعه به علت داشتن پيوند و حس همياري و روحيه كار گروهي،‌ سرمايه اقتصادي خود را براي جامعه در جريان و گردش قرار مي‌دهند. تا هم خود از سرمايه و ثروتشان بهره‌مند شوند. و هم ديگر افراد جامعه از اين سرمايه گذاري بهره ببرند تا آن جامعه در مسير رشد سريع حركت كند و به توسعه پايدار برسد. (فرزانه جاوش‌باشي)

2-15- سرمايه اجتماعي به مثابه يكي از مشخصه‌هاي جوامع و ملت‌ها

براي برديو، كلمن (1990) و ديگر جامعه شناسان، پيوندهاي اجتماعي بدين جهت مهم است كه منافعي را به صورت انتظارات قابل اعتماد نصيب افراد مي‌كنند. هنگامي كه مفهومي به ساير رشته‌هاي علمي مي‌رود، تغييرات نامحسوس و ظريفي در آن صورت مي‌گيرد. مثل سرمايه اجتماعي كه مشخص صرفاً اجتماعي پيدا كرده است. در اين كسوت جديد، منافع سرمايه اجتماعي به مقدار زيادي عايد فرد نمي‌شود، بلكه بيشتر به صورت كاهش نرخ جرم و جنايت، تنزل رشوه‌خواري دولتي و بهبود اداره حكومت نصيب جمع مي‌گردد.

اين انعطاف پذيري مفهومي، كه توسط رابرت پوتنام عالم سياسي معرفي شد، بحث و گفتگو در مورد اثرات ساختاري و تبعي گسترش سرمايه اجتماعي را ممكن ساخت. سرمايه اجتماعي به عنان حقوق شهروندان يا ملت‌ها به لحاظ كيفي از نوع فردي‌اش متمايز و متفاوت است. نكات متعددي درباره اين دو حوزه- جمعي و فردي وجود دارد كه در خور توجه دقيق است.

اولاً گذار مفهوم سرمايه اجتماعي از منافع فردي به سوي مشخصه‌هاي جمعي يا ملي، هيچگاه به طور واضح تئوريزه نشده است. اين مسئله باعث شده كه اينك در مورد معناي اين واژه حالت سردرگمي و پريشاني به وجود آيد.

در يك جامعه، سرمايه اجتماعي به معناي منافع خانواده‌هاي در ارتباط با هم آورده مي‌شد، در جامعه ديگر، سرمايه اجتماعي يكي از مشخصه‌هاي شبكه تاجران و بازرگانان است و در جامعه بعدي سرمايه اجتماعي تبيين مي‌كند كه چرا همه شهروندان بايد به خوبي نظارت و كنترل شوند و چرا آنها به لحاظ اقتصادي در حال پيشرفت هستند. هنگامي كه بيم آن مي‌رود مفاهيم و معاني مختلف سرمايه اجتماعي با يكديگر و با تمامي مفاهيمي كه در زندگي اجتماعي مطلوب و مفيد هستند، مترادف شود، آنگاه ارزش راه بردي آن مفاهيم سرمايه اجتماعي دچار لطمه و زبان مي‌شوند.

سرمايه اجتماعي فردي در اين مثال به طور دقيق مشتمل بر تضعيف و مترلزل كردن سرمايه اجتماعي جمعي است. سرمايه اجتماعي جمعي به عنوان «اخلاق شهروندي» تعريف شده و بر پايه به كار بستن بي‌طرفانه و منصفانه حقوق استوار مي‌گردد. به عنوان مثال، پيوندهاي بسيار قوي و مستحكمي كه در ميان خانواده هاي مافياريشه دوانده و يا منافع و حمايت‌هايي كه باند تبه‌كاران محمله‌هاي قديمي شهر از فرد اعضاي گروه به قيمت نظم و امنيت عمومي انجام مي‌دهند.

ثانياً: علل و تبعات سرمايه اجتماعي به عنوان يكي از مشخصه‌هاي جوامع،‌ چندان روشن و واضح نيست. بلكه اين علل و تبعات به استدلال‌هاي دوري منجر شده‌اند. نظريه پردازي‌هاي پر زحمت و دشواري‌ كه توسط برديو و شاگردانش انجام گرفت، مانع از اين شده است كه سرمايه اجتماعي تنها به عنوان يك خصيصه فردي مطرح شود. بلكه منشأي سرمايه اجتماعي آشكارا با شبكه‌هايي از افراد در ارتباط است، افرادي كه به طور واضح و دقيق براي اهداف آن شبكه كنار هم جمع شده‌اند.

اين در حالي است كه تبعات سرمايه اجتماعي با مجموعه‌اي از منافع اطلاعاتي و مادي در ارتباط است. سرمايه اجتماعي جمعي يا «مدنيت» از اين تفكيك آشكارا بي‌بهره است. وقتي كه حقوق شهروندان و ملت‌ها، قابل سنجش است، سرمايه اجتماعي هم مي‌تواند باعث بهبود ديوان سالاري دولتي مي‌شود. هنگامي كه همه استدلال‌ها دوري نيستند، استدلال براي تمام نظام‌هاي سياسي (شهر، ملت، و غيره) حالت توضيح واضحات به خود مي‌گيرد.

اگر صاحبان قدرت و مردم همگي لبريز از مسئوليت‌پذيري جمعي و نوع دوستي باشند، آن گاه نظام سياسي بهتر اداره و كنترل خواهد شد و سياست‌گذاري‌هايش بيشتر كارآمد خواهد بود.

فهم اين وضعيت به طور ديگر، بسيار دشوار است. تاكنون به نحو تناقض آميزي، مشخص بديهي و مسلم بودن اين استدلال، آن را در چرخ سياست‌گذاري، دوست داشتني كرده است. «صدقي» گه چنين گزاره‌اي افاده مي‌كند به سرعت و بدون نياز به تبييني پيچيده، ما را به فهم مي‌رساند. بنابراين، اگر برخي از شهروندان بهتر مي‌توانند خود را مديريت كنند و ثروتمند از ديگران شوند، ‌اين امر بدين دليل است كه آنها با استفاده از سود عظيم سرمايه اجتماعي به «سعادت و خوشبختي» رسيده‌اند. اين استمداد شهودي از استدلال، مخفي و پنهان است، اما مشكل دور منطقي از ميان نمي‌رود.

سومين نتيجه كه در اثر تغيير در تعريف و مفاهيم سرمايه اجتماعي به وجود مي‌آيد اين است كه اين تغيير گسترده محدودي را براي توجه كردن به ديگر علل ممكن باقي مي‌گذارد. احتمال اين كه عوامل نامربوط را براي رفتار نوع دوستانه مردم و هم براي ويژگي كارآمدي دولت در نظر گيريم، بسيار زياد است. به ويژه تأكيد بر اين كه نكته كه گسترش «مدنيت» باعث بهبود نتايج سياسي مي‌شود را هم تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. از يك سو سطح تحصيلات مردم، تمركز جغرافيايي آنها و تاريخ رشد مردم در گذشته و از سوي ديگر تفاهم حكومتي داوطلب اين هستند كه به طور همزمان بر روي رفتار مدني مردم تأثير گذار باشند.

سر چشمه هاي سرمايه اجتماعي

معيار اصلي در شناخت سرمايه اجتماعي، روابط اجتماعي افراد و نحوه همزيستي آنها در يك جامعه است. لذا اين عامل مرتبط با حوزه جامعه‌شناسي است و علل و عوامل تشكيل آن را بايد در علل و عواملي جستجو كرد كه در ساخت فرهنگ، آداب و سنن، معيارها، هنجارها و ارزش‌ها و حتي قوانين رسمي يك جامعه اثر گذار بوده و شكل كنوني آن را رقم زده و درجه‌اي از سرمايه اجتماعي را به ارمغان آورده‌اند.

تعريف سرمايه اجتماعي به عنوان توانايي اكتساب منافع، به واسطه عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي يا ساختارها اجتماعي بزرگ، قابل قبول‌ترين امروزي اين واژه است. البته اين تعريف هم خالي از اشكال نيست.

اولا ،جهت‌گيري معمولي‌اي براي بر هم زدن توانايي اكتساب منابع، از طريق خود شبكه‌ها وجود دارد. اين منابع، از طريق خود شبكه‌ها وجود دارد. اين تعريف به راحتي مي‌تواند به يك گزاره‌ همان گويانه منجر شود، در حالي كه اين تعريف تبعات مفيد و سودمند را با وجود سرمايه اجتماعي لزوماً رقم مي‌زند. تبعات منفي را با فقدان سرمايه اجتماعي به همراه دارد (سعادت، 1384).

در واقع توانايي يك كنش‌گر اجتماعي در به دست آوردن منابع، در خلال ارتباط برقرار كردن با ديگران، لزوماً تبعات سودمند و مفيدي را ضمانت نمي‌كند. فرضيه كنيم كه منابع در سطح جامعه به صورت نابرابر توزيع شده باشد: كنش‌گران ممكن است پيوندهاي اجتماعي قوي و مطمئني داشته باشند، ولي با اين وجود آنها به منابع محدود و با كيفيت پايين دسترسي يابند. اين كه بگوييم تنها كساني كه منابع مطلوب و پسنديده‌اي را از طريق پيوندهاي ايشان با يكديگر به دست آورند، داراي سرمايه اجتماعي هستند، درست مثل اين است كه بگويم تنها افراد موفق، موفق هستند.

ثانيا:آثار و نوشته‌هاي كه به اين موضوع مي‌پردازد بيشتر بر روي تبعات مفيد و سودمند پيوندهاي اجتماعي تأكيد ورزيده‌اند و تبعات نامطلوبش را استثنا مي‌كنند با آن همه سرمايه اجتماعي مي‌تواند مثل ديگر مكانيسم‌هاي مشابه به مجموعه‌اي از تبعات منفي براي جامعه منجر مي‌شود. مطالعات جديد در مورد سرمايه اجتماعي، حداقل چهره پيامد منفي آن را روشن مي‌سازند: محروم كردن افراد خارج از گروه، محدود كردن آزادي‌هاي فردي و كاهش هنجارهاي فردي و كاهش هنجارهاي برابر و هم سطح، براي مثال، روابط داخلي يك گروه اعضاي گروه را قادر مي‌سازد. تا دست‌يابي به منافع يكسان، محروم سازد معمولاً ترجيحاً اختصاصي كه به يك حلقه يا گروه دوستي اعطا مي‌شود، به ضرر حقوقي عمومي ديگران پايان مي‌يابد.

پيامد منفي آخر، وضعيتي مثل سرمايه اجتماعي منفي دارد. اين موارد اغلب به افزارهاي قانوني سر و كار دارند تا موانع ايجاد شده توسط روابط اجتماعي دوستانه از هم جدا كنند.

به همين صورت و تحت شرايط ويژه‌اي، رأي‌نهايي جامعه ممكن است جلوي موفقيت ابتكارها تجاري را با تحميل خواسته‌هاي اضافي بر كارفرمايان بگيرد. براي مثال گيرنده مشاهده كرد كه چطور تجار موفق ،از سوي اقوام و خويشان نسبي، براي يافتن كار و وام تحت فشار قرار گرفته‌اند. چون بر اساس هنجارهاي اجتماعي بال، ياري و مساعدت متقابل امري مستحسن به شمار مي‌رفت. نتيجه اين مي‌شود كه جلوي رشد ابتكارهاي تجاري گرفته شد و بعضاً تجار با ورشكستگي مواجه شدند. در مناطق كوهستاني اكوادور، بسياري از صنعتگران موفق پوشاك و چرم، به مذهب پروتستان گرويده‌اند. انگيزه اين تغيير مذهب خيلي كم به ايمان مذهبي‌شان و پايبندي به نظام اخلاقي پروتستان بستگي دارد، بلكه بيشتر به خاطر نياز به فرار كردن از وظايف و واجبات بسيار متعددي بود كه انجمن اخوت كاتوليك تحميل مي‌كرد.

اثرات سرمايه اجتماعي منفي براي اين صنعتگران سخت‌كوش بدين صورت پيش آمده بود كه آنها مجبور بودند كه مطالبات مكرر كليسا را جهت جشن‌هاي مذهبي تأمين كنند و هزينه‌هاي خوردن و نوشيدن بقيه حاضرين در جشن را بپردازند.

ثالثاً، تعريف سرمايه اجتماعي همانطور كه اشاره شده، انگيزه‌هاي كمك كنندگان را در اين مبادلات و همكاريها ناديده گرفته و آن را تئوريزه نكرده است. از نگاه كمك شوندگان، منابعي كه به خاطر پيوند اجتماعي به دست مي‌آورند، خصلت «پيش‌كشي و بخشش» دارد. در حالي كه در اين بين موضوع مهم و مسئله سازتر انگيزه‌هاي كمك كنندگان است.

از مشاهدات و مطالعات دوركهايم، ماركس، وبر و سيمل بر روي ديناميك گروه‌ها، ما با چهار منشأ سرمايه اجتماعي آشنا مي‌شويم. سرمايه اجتماعي به خاطر وجود و عدم ساختارهاي گسترده و فراگيري اجتماعي ايجاد مي‌شود و آنها ويژگي اين مبادلات و همكاريها را مشخص مي‌كنند. مشنأ‌هاي نوع دوستانه سرمايه اجتماعي عبارتند از (سعادت، 1384):

بخشيدن امكانات مالي خارج از وظايف اخلاقي به ديگران (مثلاً بخش‌هاي والدين به فرزندان، دادن خيرات به فقيران) اين موارد بر اثر ارزش‌هايي كه افراد در خلال فرايندهاي جامعه‌پذيري فرا مي‌گيرد. بنيان يافته است.

بخشيدن امكانات مالي به ديگران خارج از همبستگي‌اي كه ميان اعضاي يك جامعه به خاطر سرزمين، اخلاق يا مذهب يكسان وجود دارد (همبستگي‌هاي قومي و پابرجا). اين منشأ مبتني بر ارزش‌هاي عمومي و همگاني نيست، بلكه بر اساس وفاداري‌هاي خصوصي بنا يافته است كه در داخل يك گروه شكل مي‌گيرند. (مثلاً اعطاي كمك هزينه تحصيلي براي جوانان هم‌نژاد، هديه كردن زمان بيشتري براي باز پرداخت وام به اتحاديه همكاران).

منشأ ابزار انگارانه سرمايه اجتماعي نيز به دو قسمت تقسيم مي‌شود (سعادت، 1384)

سرمايه اجتماعي مثل معامله‌اي دو جانبه و متقابل كه گروه منتفع، حداكثر سود و عايدي مناسب را انتظار مي‌كشد (رابطه متقابل ساده).

سرمايه اجتماعي مبادله منافع در ساختار عظيم اجتماعي است. ساختار اجتماعي كه بازپرداخت طلب‌هاي كمك كنندگان را تضمين مي‌كند. فرقي نمي‌كند كه كمك كننده از گروه منتفع، يا به طور كلي از جامعه باشد (اعتماد عملي). براي اين منشأ مثال مي‌زنيم: پرداخت وام‌هاي بدون وثيقه به اعضاي يك جامعه، با اين توقع كه اهرم‌هاي كنترلي اجتماعي باز پرداخت اين وام‌ها را ضمانت خواهند كرد و به علاوه، اين وام‌ها موقعيت و منزلت اجتماعي خاص را براي كمك كنندگان به ارمغان خواهد آورد.

اعتماد در اين شرايط، به طور كامل به وجود مي‌آيد چرا كه قدرت اجتماعي و جامعه اين اعتماد را علمي و شدني مي‌كند. اين منشأ سرمايه اجتماعي سرمايه با ساختارهاي اجتماعي كه توسط كلمن به عنوان مكانيسم كنترل و نظرات اجتماعي مورد تأكيد قرار گرفته‌اند، در ارتباط در ارتباط تنگاتنگي است اين منشأ در واقع مسأله است كه ديدگان دانشمند ديگر رشته‌ها را بر روي خود مي‌بند، هنگامي كه آنها پيش قدم مي‌شوند تا مفهوم سرمايه اجتماعي را به صورت يك درمان براي بيماري‌هاي اجتماعي درآورند.

هم چنين آنها نسبت به اثرات منفي سرمايه اجتماعي و تمايز ميان علل و تبعاتش ناآگاه هستند. اين تمايزها و مباحث قبلي در شكل ذيل خلاصه شده‌اند.

هر چه اقتصاددانان عامل اصلي ايجاد همكاري و همياري‌هاي اجتماعي را در تئوري خود به نام «تئوري بازي‌ها» جستجو مي‌كنند، ولي شواهد تجربي به ندرت نشان مي‌دهند كه گردهمايي اعضا يك گروه براي رسيدن به يك هدف معين ابتدا به عنوان يك استراتژي در بازي، آن گونه كه اقتصاديان معتقد هستند، آغاز شده باشد هنگامي كه انجمن حمايت از محيط زيست شكل مي‌گيرد به طور قطع به تنها چيزي كه نمي‌انديشيد انتخاب يك استراتژي براي بازي در برابر يك رقيب است، بلكه آنچه مهم است اعتقادات مشتركي است كه در بين اعضاي اين انجمن به عوامل باز مي‌گردد كه حفظ محيط زيست را براي اين افراد به صورت يك ارزش مثبت در آورده است. به طور قطع نقطه آغاز اين همياري در اينجاست. ولي تداوم اين همياري، گروه را در مواجهه با موانع موجود، به انتخاب استراتژي‌ها برد و باخت برخواهد انگيخت.

بر مبناي نظر جيمز كلمن عوامل ساخت سرمايه اجتماعي از 4 دسته خارج نيست (كلمن، 1377):

عوامل نهادي= عقلائي، غير عقلائي

عوامل خود جوش = عقلائي، غير عقلائي

عوامل بيروني= دين، ايدئولوژي، فرهنگ و تجربه تاريخي مشترك

عوامل طبيعي= خويشاوندي، نژاد و قوميت

در اين دسته‌بندي تئوري بازي در گروه عوامل خودجوش جاي مي‌گيرد. به عنوان شاخه‌اي در يك گروه از نه گروه مشاهده مي‌شود لذا نظريه بازي هر چند مي‌تواند يكي از عوامل تشكيل دهنده سرمايه اجتماعي باشد ولي در ميان ساير عوامل اجتماعي داراي اثر كم‌تري است.

دانلود پایان نامه