تعریف بانکداری الکترونیکی

در حقیقت بانکداری الکترونیکی می تواند به عنوان استفاده از کانال های تحویل الکترونیکی خدمات و تولیدات بانکداری تعریف شود، به تعبیری دیگر، استفاده از تکنولوژی پیشرفته شبکه های مخابرات برای انتقال منابع به صورت الکترونیکی در سیستم بانکداری است که مشتری بدون نیاز به حضور فیزیکی در بانک، می تواند به خدمات بانکی لحظه ای دسترسی داشته باشد. از جمله مهمترین خدمات بانکداری الکترونیکی می توان به دستگاه های خود پرداز، انتقال الکترونیکی منابع در پایانه های فروش، بانکداری تلفنی، بانکداری با استفاده از کامپیوتر شخصی و بانکداری اینترنتی اشاره کرد. امروزه اگر بانکی نتواند خدمات راه دور (خدمات غیر حضوری) و خدمات بانکداری الکترونیکی را به مشتریان خود ارائه دهد، محکوم به ورشکستگی است. لذا گذر از بانکداری سنتّی به بانکداری الکترونیکی، یک الزام است نه انتخاب. [دعایی، کمالی، 1387، ص26].

در بسیاری از موارد، بانکداری الکترونیک را بانکداری مجازی نیز می نامند و این به خاطر انجام امور بانکی به صورت مجازی و دور از شعب بانکی است. به عبارتی دیگر، بانکداری مجازی عبارت است از ارائه خدمات بانکی به کمک ابزارهای جدید تکنولوژیکی و متفاوت از ابزارهای بانکداری سنتّی. دنیای کنونی بانک هایی که به ارائه خدمات الکترونیکی روی آورده اند، محکوم به جلب رضایت مشتریان هستند. [کیمیایی، 1381،ص94].

تحوّلات شگرف در نظام بانکداری را به چهار دوره می توان تقسیم کرد. هر دوره از تکامل برای مدیران نظام بانکی این امکان را فراهم نموده است که اوقات تلف شده را در محیط رقابتی به حداقل رسانده و در گستره بالاتری به ارائه خدمات پرداخته و سرعت، کیفیت، دقت، هزینه و تنوع خدمات خود را افزایش دهند. [آماده، جعفرپور، 1388، ص60].

دوره اول، اتوماسیون پشت باجه:

فناوری اتوماسیون پشت باجه در دهه 1960 رواج داشت. این نخستین دوره کاربرد رایانه در صنعت بانکداری بود و کاربرد اصلی آن محدود به ثبت دفاتر و تبدیل اسناد کاغذی به فایل های رایانه ای بود. یعنی دفاتر و کارت ها، از شعب حذف و گردش روزانه حسابها در پایان وقت هر روز به کامپیوترهای بانک مرکزی برای به روز شدن ارسال می گردید. با پیشرفت تکنولوژی در دهه 1970 به جای ارسال اسناد کاغذی به مرکز، عملیات روزانه شعب به وسیله ثبت آنها روی محیط های مغناطیسی به مرکز ارسال شده و پردازش اطلاعات و به روز رسانی حساب ها کماکان در اتاق های کامپیوتر مرکزی صورت می گرفت. در این دوره عملیات اتوماسیون تأثیری در جهت رفاه مشتریان بانک ها ایجاد ننموده و تأثیر رقابتی نیز بین بانک ها بر جای نگذاشت و تنها تأثیر آن ایجاد دقّت و سرعت در موازنه حساب ها و حذف دفاتر و کارت های حساب، از شعب بود. [آماده، 1387، ص4].

دوره دوم، اتوماسیون جلوی باجه:

در اواخر دهه 1970 و اوایل 1980، اتوماسیون به جلوی باجه توسعه یافت و به این ترتیب مدیریت سیستم های اطلاعاتی شروع شد. در این دوره امکان انتقال آنلاین از طریق به کارگیری ترمینال ها در جلوی باجه فراهم آمد. این ترمینال ها از طریق خطوط مخابراتی به رایانه های بزرگ مرکزی متصّل می شدند و امکان انتقال اطلاعات به صورت مؤثر بین شبکه های بزرگ کامپیوتری و ترمینال های ورودی و خروجی به وجود آمد. در این دوره کارمندان شعب قادر به دسترسی لحظه ای به حساب های جاری مشتریانشان و سرعت انتقال اطلاعات بودند، اما کماکان به روز رسانی حساب ها و تهیه گزارش های مربوط، توسط پردازشگرهای مرکزی، شبانه انجام می شد. در این دوره بانک ها برای اتوماسیون جلوی باجه مجبور بودند شبکه های مخابراتی اختصاصی داشته باشند و این شبکه ها به دلیل انحصاری بودن آنها توسط دولت، محدود و بسیار گران و پر هزینه بودند. با این حال هنوز تمایل به استفاده انبوه از اسناد کاغذی وجود داشت و فقط کاربرد انبوه آن تا حدودی برطرف شد. [آماده، 1387، ص5].

دوره سوم، متصل کردن مشتریان به حسابهایشان:

پیشرفت تکنولوژی در اواسط دهه 80 پلی به مرحله جدیدی از فناوری اطلاعات در بانک ها ایجاد کرد. کانال های جدید بانکداری مثل استفاده گسترده از دستگاه های خودپرداز، انتقال وجوه از طریق سیستم های رایانه ای و بانکداری تلفنی و استفاده از کارت هوشمند یا کارت مغناطیسی، خدمات بانکداری مشتریان بانک را راحت تر و مناسب تر ساختند و مشتری از این طریق به حساب هایش دسترسی پیدا می کرد و نقل و انتقالات وجوه را به صورت الکترونیکی انجام می داد . به این ترتیب سالن معاملات بانک ها به مرور، خالی از صف های طولانی مراجعین شد و عملیات بانکی به صورت دستی الکترونیکی درآمد. در این دوره مشتری کماکان برای دریافت دیگر خدمات بانکی مانند وام، خدمات بیمه ای و … باید به شعب مراجعه می کرد. وجوه تمایز دوره سوم با دوره های قبل و بعد عبارتند از : توسعه سیستم مکانیزه در جلو و پشت باجه و همچنین توسعه سیستم های ارتباطی مشتریان با حساب هایشان مثل دستگاه های خودپرداز، تلفنبانک و فاکس بانک. دو مشکل اساسی این دوره، یکی عدم یکپارچگی سیستم های مکانیزه و ناهماهنگی آنها برای ارائه خدمات به مشتریان و دیگری عدم وجود و تکامل خطوط مخابراتی مطمئن و مربوط، جهت متصّل نمودن مشتری به شعب و شعب به یکدیگر می باشد. [آماده، 1387، ص5].

دوره چهارم، یکپارچه سازی سیستم ها و مرتبط کردن مشتری با عملیات بانکی:

آخرین دوره، یکپارچگی سیستم هاست که در این مرحله هیچ تفاوتی بین جلو و پشت باجه وجود ندارد. این دوره از زمانی آغاز شد که تمام عملیات بانکی به طور کامل به سیستم عملیات الکترونیکی انتقال یافت تا هم بانک و هم مشتریان بتوانند به صورت منظّم و دقیق اطلاعات مورد نیازشان را کسب کنند، چرا که اساس سیستم های جدید بانکی، مشتری مداری بوده است نه حساب مداری. وجه تمایز این دوره با دوره قبل در این است که بانک ها قصد دارند صرفه جویی در نیروی انسانی به وجود آورند و پول کاملاً حالت الکترونیکی و غیر قابل لمس پیدا کند و ابزار تعامل دو طرف یعنی مشتری و بانک، خدمات الکترونیکی شود. [آماده، 1387، ص7].

آنچه حائز اهمیّت است ویژگی فعّال و آینده نگر خصوصیات بانکداری الکترونیکی در مقایسه با بانکداری سنتّی است. بانکداری سنتّی بیشتر با یک دید محافظه کارانه سعی دارد به شیوه های مختلف، هزینه های بانک را کاهش دهد، در صورتی که در بانکداری الکترونیکی هر چند کاهش هزینه های بانکی مورد توجه است، اما به رشد درآمد بانک از طریق ارائه خدمات متنوع می گردد. [آماده، 1387، ص6].

بانکداری الکترونیک شامل سیستم هایی است که مشتریان مؤسسات مالی را قادر می سازد تا در سه سطح یعنی اطلاع رسانی، ارتباط و تراکنش از خدمات و سرویس های بانکی استفاده کنند:

الف) اطلاع رسانی: این سطح ابتدایی سطح بانکداری اینترنتی است. بانک، اطلاعات مربوط به خدمات و عملیات بانکی خود را از طریق شبکه های عمومی یا خصوصی معرفی می کند.

ب) ارتباطات: این سطح از بانکداری اینترنتی، امکان انجام مبادلات بین سیستم بانکی و مشتری را فراهم می آورد. ریسک این سطح در بانکداری الکترونیک، بیشتر از شیوه سنتّی است. بنابراین، برای آگاه ساختن مدیریت بانک از هر گونه تلاش غیر مجاز، برای دسترسی به شبکه اینترنتی بانک و سیستم های رایانه ای، به کنترل های مناسبی نیاز است.

ج) تراکنش: این سیستم با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترین سطح ریسک برخوردار است و باید سیستم امنیتی قوی ای بر آن حاکم باشد. در این سطح، مشتری در یک ارتباط متقابل، قادر است عملیاتی چون پرداخت صورتحساب، صدور چک، انتقال وجه و افتتاح حساب را انجام دهد. [بهمند و حیلت نو، 1386، ص14].