واکنش به هنگام سود و اقلام تعهدی

محافظه کاری در صورت سود و زیان نسبت به صورت جریان وجه نقد تأثیر بسزایی دارد. این تأثیر مطرح شده محافظه کاری در سود خالص به دلیل وجود و نقش اقلام تعهدی است، زیرا سود از دو بخش اقلام تعهدی و جریان وجه نقد عملیاتی تشکیل شده است. به عبارت دیگر، اقلام تعهدی تأثیر محافظه کاری را گرفته و در سود خالص منعکس می­کنند. گیولی و هاین در سال (2000) بیان نمودند که محافظه کاری، سودهای گزارش شده انباشته را در طول زمان کاهش می­دهد. آنها همچنین بیان نمودند که اندازه و مقدار اقلام تعهدی انباشته در طی زمان معیاری برای محافظه کاری است(Givoly and Hayn, 2000, 292).

از آنجا که سود خالص شامل اقلام تعهدی و جریان وجه نقدی عملیاتی است، ما فرض نموده­ایم که اقلام تعهدی کل موجب ایجاد این عدم تقارن زمانی در سود شده است و این عدم تقارن با وجود جریانات وجه نقد عملیاتی بسیار کمتر می­شود. اقلام تعهدی کل احتمالاً یا موجب ایجاد یک شوک زودگذر در وضعیت عملیات شرکت می­شود و یا یکبار دیگر فرآیند گزارشگری سود را در اخبار بد غوطه ور می­کند. پس تغییرات منفی در اقلام تعهدی کل در دوره­های بعدی برگشت داده می­شود. به عبارت دیگر، پس از اخبار خوب در یک دوره، اقلام تعهدی کل موجب ایجاد یکنواختی و ثبات در فرآیند گزارشگری سود می­شود. پس تغییرات مثبت در اقلام تعهدی کل در دوره­های بعد کمتر قابل برگشت است. این عدم تقارن در برگشت[1] اقلام تعهدی کل، منجر به ایجاد ماهیت نامتقارن در فرآیند گزارشگری سود می­شود، زیرا اقلام تشکیل دهنده سود به غیر از جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی، دارای ماهیت متقارن در برگشت سود خالص می­باشند. به علاوه، ماهیت نامتقارن برگشت در سود خالص به احتمال زیاد توسط جریانات وجه نقد عملیاتی کاهش می­یابد. (Ball and Shivakumar, 2006, 207-208).

با اینکه اقلام تعهدی محافظه کارانه هستند ولی همه اجزای آن دارای خاصیت محافظه کارانه نمی­باشند. در این زمینه تازاوا اقلام تعهدی کل را به دو بخش اصلی اقلام تعهدی عملیاتی[2] و اقلام تعهدی غیرعملیاتی[3] تقسیم نمود. اقلام تعهدی غیرعملیاتی شامل موارد زیر است:

 

1) اقلام تعهدی غیرمترقبه[4]

2) اقلام تعهدی بلند مدت[5]

3) سرمایه در گردش تعهدی[6] (به غیر از اقلام تعهدی عملیاتی)

4) درآمدها و زیانهای غیرعملیاتی[7] (ناشی از دارایی­های ثابت)

 

اقلام تعهدی عملیاتی جریان وجه نقد خالص را از درآمد فروش به حاشیه سود ناخالص (حاشیه فروش) مرتب می­کند که عموماً براساس مبنای قابل تحقق بودن شناسایی و گزارش شده­اند. پس می­توان اینگونه تفسیر نمود که مبنای تحقق پذیری، بخشی از محافظه کاری در حسابداری است، زیرا این امر موجب می­شود که فروش­ها تا زمانی که کالاها به طور واقعی فروخته نشده اند و وجه نقد و معادل آن تا زمانی که دریافت نشده است، شناسایی نشوند. برای نمونه قراردادهای فروش بلند مدت و یا توسعه محصول جدید به عنوان اخبار خوب در بازار ارزیابی می­شود ولی تا زمان تحقق یافتن آن­ها، این موارد در گزارشگری حسابداری مالی شناسایی نمی­شوند، پس اقلام تعهدی عملیاتی اخبار خوب را به تدریج در طول دوره­های آتی شناسایی خواهد کرد. از سویی دیگر با فسخ قرارداد فروش و یا پیش­بینی مبنی بر کاهش مقدار فروش به عنوان یک خبر بد شناسایی می­شود، اما این کاهش جزئی در حجم فروش­ها موجب ایجاد سود و یا زیان غیرعملیاتی در حاشیه سود ناخالص نمی­شود، زیرا بهای تمام شده کالای فروش رفته که در مقابل فروش قرار می­گیرد، همانند فروش­ها به طور بلند مدت تخصیص نمی­یابد (یعنی دوره­ای می­باشند). این کاهش جزئی در فروش­ها هیچ گونه سودی در دوره جاری و یا در دوره­های آتی ایجاد نمی­کند. برای توضیح این مطلب در حد غایت آن، ما می­توانیم تفسیر نماییم که سود صفر (حداقل سود) همواره در یک دوره «بد خبر» تحقق یافته است. به علاوه، قاعده اقل بهای تمام شده و قیمت بازار و ذخیره­گیری حسابهای مشکوک الوصول، به ویژه می­توانند باعث ایجاد اقلام تعهدی عملیاتی گردند. بنابراین تحت محافظه کاری، اقلام تعهدی عملیاتی به احتمال زیاد به نسبت در مقابل اخبار بد در مقایسه با اخبار خوب حساس­تر هستند و موجب ایجاد تأثیر عدم تقارن و محافظه کاری در صورت سود و زیان می­گردد.

اما در مورد اقلام تعهدی غیرعملیاتی، اقلام تعهدی غیرمترقبه طبق اصول پذیرفته شده حسابداری به عنوان سود و زیان در دوره جاری در صورت سود و زیان دوره شناسایی می­شوند و شامل اثرات انباشته دوره­های قبل نمی­شوند. در نتیجه اقلام تعهدی غیرمترقبه موجب شناسایی زیان­های تحقق یافته گردیده ولی موجب عدم شناسایی سودها تا زمان تحقق می­شوند. برای مثال کاهش دارایی­های ثابت در صورت سود و زیان دوره جاری شناسایی می­شود، ولی از بابت افزایش دارایی هیچگونه اقدامی جهت شناسایی در صورت­های مالی صورت نمی­گیرد. بنابراین اقلام غیرمترقبه موجب می‌شوند که زیان­ها سریع­تر و سودها به تدریج در صورت سود و زیان شناسایی گردند. اقلام غیرمترقبه به احتمال زیاد اخبار بد را نسبت به اخبار خوب از لحاظ زمانی سریع­تر منعکس می­کنند و موجب محافظه کارانه­تر شدن سود خالص می­شوند.

در مورد استهلاک، استهلاک غیرعادی و اصلاحات دوره­های قبل از بابت استهلاک که ناشی از تغییرات در خط مشی استهلاک­گیری است (از قبیل تغییر در برآورد عمر مفید و یا تغییر در روش استهلاک) به همراه اشتباه در برآوردها و یا کنارگذاری اشتباهی یک دارایی، شامل زیان­های غیرمترقبه می­باشد. با تمایز این نوع استهلاک غیرمترقبه از استهلاک عادی، اقلام تعهدی بلند مدت فقط شامل استهلاک عادی دارایی­های ثابت می­باشد. از این رو، تأثیرات محافظه کاری بر روی استهلاک، در استهلاک غیرمترقبه محفوظ است، به عبارت دیگر استهلاک عادی از لحاظ محافظه کاری خنثی و بی‌طرف می­باشد.

اقلام تعهدی بلند مدت، شامل استهلاک عادی و تغییرات در پرداخت­های بلند مدت می­باشد. از این رو، فرض می­شود که استهلاک عادی و تغییرات در پرداخت­های بلند مدت اساساً محافظه کارانه نمی­باشد، زیرا استهلاک عادی سالانه عبارتست از یک فرآیندی سیستماتیک که طی آن هزینه­های سرمایه­ای تحقق نیافته طی عمر مفید دارایی در هر دوره به عنوان هزینه قطعی دوره تحقق یافته و منقضی می­شود. پس این هزینه­های تحقق نیافته فوراً و بدون واسطه هزینه نشده­اند. عموماً کاربرد استهلاک عادی به طور بلند مدت صورت می­گیرد، بنابراین این شکل از کاربرد استهلاک عادی موجب ایجاد بی­تفاوتی بین دوره­های خوش خبر و بدخبر می­شود. به شرطی که هیچ تغییری در روش استهلاک­گیری ایجاد نگردد. به عبارت دیگر، شرکت­های بدخبر، سرمایه گذاری­های خود را کاهش خواهند داد. از این رو، استهلاک عادی سالانه کاهش خواهد یافت و اقلام غیرمترقبه سایر تأثیرات نقد شوندگی دارایی­های استهلاک پذیر را دربر خواهند گرفت. و اما تغییرات در پرداخت­های بلند مدت منجر به تأثیراتی همانند استهلاک عادی می­شوند.

با توجه به مباحث فوق، اقلام تعهدی کل، شامل اقلام تعهدی عملیاتی و غیرعملیاتی است که اقلام غیرعملیاتی اساساً شامل اقلام تعهدی بلند مدت و اقلام تعهدی غیرمترقبه می­باشد. با این وجود که، اقلام تعهدی بلند مدت بخش بیشتری از اقلام تعهدی غیرعملیاتی را به خود اختصاص می­دهد. از این رو، ارتباط منفی بین اقلام تعهدی بلند مدت با اخبار (خوب یا بد)، عدم تقارن زمانی اقلام تعهدی عملیاتی و اقلام غیرمترقبه را کاهش داده و کمتر می­کند(Wendt, 2010, 23-25).

پس تأثیرات عدم تقارن زمانی اقلام تعهدی کل توسط اقلام تعهدی بلندمدت کاهش می­یابد. بنابراین با توجه به آنچه که گیولی و هاین در سال (2000) و تازاوا در سال (2002) در مورد اقلام تعهدی انجام دادند، از نتایج پژوهش­های آن­ها می­توان اقلام تعهدی کل را در دو دسته اقلام تعهدی محافظه کارانه که شامل اقلام تعهدی عملیاتی و اقلام تعهدی غیرمترقبه می­باشد و اقلام تعهدی غیرمحافظه کارانه که شامل اقلام تعهدی بلند مدت می­باشد تقسیم نمود.[8]

[1] – Asymmetric Reversal

[2] – Operational Accruals

[3] – Non. Operational Accruals

[4] – Extraordinary items

[5] – Long- term accruals

[6] – Working capital accruals

[7] – Non- Operating gains & losses

[8]– طبق پژوهش انجام شده توسط تازاوا در سال (2002) اقلام تعهدی به شکل زیر تقسیم بندی می شوند:

– اقلام تعهدی کل: سود خالص- جریان وجه نقد عملیاتی

– اقلام تعهدی عملیاتی: تغییرات در حساب­های دریافتی- تغییرات در موجودی­ها+ تغییرات در حساب­های پرداختنی

– اقلام تعهدی غیرعملیاتی: اقلام تعهدی کل- اقلام تعهدی عملیاتی

– اقلام تعهدی غیرمترقبه: سودهای غیرمترقبه- زیان­های غیرمترقبه

– اقلام تعهدی بلندمدت: استهلاک عادی دارایی­های ثابت- تغییرات در پرداخت­های بلند مدت

– اقلام تعهدی محافظه کارانه: اقلام تعهدی عملیاتی- زیان­های غیرمترقبه+ سودهای غیرمترقبه

– اقلام تعهدی غیرمحافظه کارانه: اقلام تعهدی غیرعملیاتی+ زیان­های غیرمترقبه