مراحل بحران مالی

واحد­های تجاری به­طور ناگهانی و غیر­منتظره دچار بحران مالی نمی­شوند. بحران­ مالی از یک­سری مسائل بحران­خیز شروع می­شود و در طول زمان تقویت شده و تا یک سطح آستانه ادامه و سپس بروز پیدا می­کند، با گذشت زمان احتمال وقوع آن بیشتر می­شود و از ­انطباق­نداشتن سازمان با چندین جنبه از محیط به­وجود می­آید (پیتر[1] و لیچتنتال[2]، 1999: 14).

نیوتن (1998)، نامطلوب­شدن وضع مالی شرکت را به 5 مرحله، دوره‏ نهفتگی، کسری وجه نقد، ناتوانی پرداخت دیون مالی یا تجاری، ناتوانی پرداخت کامل دیون و سرانجام ورشکستگی تقسیم کرده است.در مرحله اول (نهفتگی) ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب برای واحد تجاری وجود داشته‏ باشد که به­وضوح قابل شناسایی نباشد. به عنوان نمونه، تغییر در تقاضای‏ تولید، استمرار افزایش در هزینه‏های سربار، منسوخ­شدن روش‌های‏ تولید و غیره از این عوامل است. بهترین وضع‏ برای شرکت این است که مشکل در مرحله نهفتگی کشف شود تا با برطرف ساختن مشکل در مرحله نهفتگی، در مراحل بعدی شرکت دچار کاهش اعتماد عمومی‏ نشود.مرحله دوم (کسری وجه نقد) وقتی شروع می‏شود که یک واحد تجاری با وجود دارایی­های‏ فیزیکی کافی و سابقه سودآوری کافی برای ایفای تعهدات جاری یا نیاز فوری که ممکن است برای آن پیش آید دسترسی به‏ وجه نقد نداشته باشد، به دلیل این­که دارایی­ها به سرعت قابل تبدیل به نقد­شدن نیستند. در مرحله سوم (ناتوانی پرداخت دیون مالی یا تجاری)، شرکت هنوز قادر به تحصیل وجه نقد کافی از مجراهای مصرف هست. مدیریت ابزارهای‏ مناسبی مانند استفاده از افراد حرفه‏ای مالی یا تجاری، کمیته‏ اعتباردهنده و تجدید ساختار در فنون تأمین مالی را در اختیار دارد. از طریق این‏ روش‌ها هنوز هم می‏توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد اما در مرحله چهارم (ناتوانی قدرت پرداخت کامل دیون) دیگر شرکت‏ روبه نابودی رفته است، جمع بدهی‌ها از ارزش دارایی‌های شرکت فزونی‏ یافته و شرکت دیگر نمی‏تواند از ورشکستگی کامل خود اجتناب کند. پدیده بحران مالی تا قبل از مرحله ناتوانی پرداخت کامل دیون ادامه می­یابد و سرانجام به ورشکستگی منجر می­شود. اگر­چه اغلب ورشکستگی‌ها از این مراحل پیروی می‏کنند اما برخی شرکت‌ها ممکن است بدون طی همه مراحل ذکر شده در بالا به ورشکستگی‏ کامل برسند (نیوتن، 1998: 45-43).

در طبقه­بندی دیگری، لایتینن[3](1991) مراحل بحران مالی را به 3 دسته تقسیم کرده است. مرحله اول شامل کاهش در سودآوری است.مرحله دوم شامل کاهش در سودآوری و افزایش نسبت بدهی است و مرحله آخر شامل کاهش در سودآوری، افزایش نسبت بدهی و کاهش نقدینگی است (لایتینن، 1991: 667).

 

2-2-1-3- نشانه­های بحران مالی

نمونه‌هايي‌ از رويدادها يا شرايطي‌ كه‌ به‌تنهايي‌ يا در مجموع‌ ممكن‌ است‌ نشانه­ای از ترديدي‌ عمده‌ درباره‌ وجود فرض‌ تداوم‌ فعاليت‌ و یا بحران مالی ايجاد كند، در استاندارد حسابرسی شماره 570 ایران آمده است. اين‌ فهرست‌ تمامي‌ موارد ممكن‌ را دربر نمي‌گيرد و وجود يك‌ يا چند مورد از آن­ها نيز لزوماً به‌ معناي‌ وجود ابهام‌ با اهميت‌ يا اساسي‌ نیست. نشانه­های تردید عمده درباره وجود فرض تداوم فعالیت یا بحران مالی در استاندارد حسابرسی شماره 570 ایران به سه دسته مالی، عملیاتی و سایر نشانه­ها به شرح زیر تقسیم شده است.

الف. نشانه‌هاي‌ مالي‌ شامل فزوني‌ كل‌ بدهي­ها بر كل‌ دارايي­ها يا فزوني‌ بدهي­هاي‌ جاري‌ بر دارايي­هاي‌ جاري‌، نزديك‌­شدن‌ سررسيد بدهي­هاي‌ با شرايط‌ غيرقابل‌ تغيير كه‌ دورنمايي‌ واقع‌بينانه‌ براي‌ پرداخت‌ يا تمديد آن­ها وجود ندارد يا اتكاي‌ بيش‌ از حد بر استقراض‌ كوتاه‌مدت‌ براي‌ تأمين‌ مالي‌ دارايي­هاي‌ غیرجاری، نشانه‌هاي‌ قطع‌ حمايت‌ مالي‌ از جانب‌ دولت‌ و يا بستانكاران‌، فزوني‌ جريان­هاي‌ خروجي‌ بر جريان­هاي‌ ورودي‌ وجوه‌ نقد حاصل‌ از عمليات‌ طبق‌ صورت­هاي‌ مالي‌ تاريخي‌ يا پيش‌بيني‌ شده‌، نامساعد بودن‌ نسبت­هاي‌ مالي‌ اصلي، زيان­هاي‌ عمده‌ عملياتي‌ يا كاهش‌ عمده‌ در ارزش‌ دارايي­هاي‌ مورد استفاده‌ در ايجاد جريان­هاي‌ وجوه‌ نقد، نپرداختن‌ سود سهام‌ يا تأخير طولاني‌ در پرداخت‌ آن‌، ناتواني‌ در پرداخت‌ به­موقع‌ حساب­هاي‌ پرداختني‌، ناتواني‌ در رعايت‌ شرايط‌ مقرر در قراردادهاي‌ وام‌، تغيير شرايط‌ خريد كالا و دريافت‌ خدمات‌ از اعتباري‌ به‌ نقدي‌ و ناتواني‌ در تأمين‌ منابع‌ مالي‌ لازم‌ براي‌ توليد و عرضه‌ محصول‌ اصلي‌ جديد يا ساير سرمايه‌گذاري­هاي‌ ضروري (کمیته تدوین استاندارد­های حسابرسی، 1389ب: 435)‌، سرعت گزارشگری مالی که می­تواند نشانه­ای از بحران مالی باشد (وایترد[4] و زیمر[5]، 1984) و اقلام تعهدی که پژوهش­های پیشین (بارث و همکاران، 2001؛ العطار و همکاران، 2008؛ و ثقفی و محمدی، 1391) نشان داد می­تواند حاوی اخبار مهمی برای تصمیم­گیری استفاده­کنندگان باشد و به نظر می­رسد که شرکت­های مواجهه با بحران مالی به منظور رهایی یافتن از هزینه­های ناشی از بحران مالی دست به مدیریت سود بزنند.

ب. نشانه‌هاي‌ عملياتي‌ شامل از دست‌ دادن‌ مديران‌ اصلی بدون‌ جايگزيني‌ آنان‌، از دست‌ دادن‌ بازار عمده‌ فروش‌ محصولات‌، مجوز يا امتياز ساخت‌ با اهميت‌ يا تأمين‌كننده‌ اصلي‌ كالا و خدمات‌، مشكلات‌ كارگري‌ يا كمبود مواد اوليه‌ و قطعات‌ مهم (کمیته تدوین استاندارد­های حسابرسی، 1389ب: 435).

پ. ساير نشانه‌ها شامل ‌­رعايت‌­نکردن الزامات‌ مربوط‌ به‌ سرمايه‌ يا ساير الزامات‌ قانوني‌، وجود دعاوي‌ حقوقي‌ در جريان‌ عليه‌ واحد مورد رسيدگي‌ كه‌ در صورت‌ صدور رأي‌ به‌ محكوميت‌ واحد مزبور، تحمل‌ نتايج‌ آن‌ احتمالاً خارج‌ از توان‌ واحد مورد رسيدگي‌ است‌ و تغيير قوانين‌ يا سياست­هاي‌ دولت‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ آثار مالي‌ منفي‌ بر واحد مورد رسيدگي‌ داشته‌ باشد (کمیته تدوین استاندارد­های حسابرسی، 1389ب: 435).

[1] Peter

[2] Lichtenthal

[3] Laitinen

[4] Whittred

[5]Zimmer