9 تركيب سرمايه و فرصت‌های سرمايه گذاري

  1. تعداد طرح‌ها یا فرصت‌های سرمایه گذاری سود آور: اگر شرکتی تعدادی زیادی طرح سرمایه گذاری سود آور دارد، این امر باعث خواهد شد که نسبت سود تقسیمی (مطلوب) کاهش یابد و اگر تعداد طرح‌های

سرمایه گذاری سودآور اندک باشند، عکس قضیه رخ خواهد داد.

2‌. ‌‌‌امکان سرعت بخشیدن یا کند کردن آهنگ اجرای طرح: توان شرکت در سرعت بخشیدن به اجرا یا کند کردن آهنگ اجرای طرح، به شرکت امکان می‌دهد که به صورتی دقیق سیاست سود تقسیمی (مورد نظر) را به اجرا درآورد (فاما و فرنچ، 2002، 71).

2-9-1 مزیت‌های مالی :

تأمین مالی از طریق بدهی (انتشار اوراق قرضه، اخذ وام از بانک و…) دارای مزیت مالیاتی می‌باشد و موجب می‌شود تا هزینه مؤثر بدهی کمتر از هزینه اسمی آن شود. زیرا هزینه های بدهی از درآمد مشمول مالیات کسر شده و در عمل مالیات کمتری[1] توسط شرکت‌ها پرداخت می‌گردد. به همین علت، بسیاری از شرکت‌ها ترجیح می‌دهند از طریق بدهی، تأمین مالی کنند و همین عامل سبب می‌شود تا بخش عمده ای از درآمد آن‌ها، صرف بازپرداخت هزینه های بدهی گردد. در نتیجه، مبلغ قابل تقسیم بین سهام داران عملاً کاهش می‌یابد (آسكوت و مولنس، 1986، 54).

2-9-2 محدودیت‌های نقدینگی :

در مواردی، صورتحساب سود و زیان شرکتی ممکن است نشان دهنده سود باشد، ولی عملاً نقدینگی لازم برای تقسیم سود موجود نباشد. این مشکل به خصوص در سالیان اخیر در بسیاری از شرکت‌های کشورمان مشاهده شده است. علت آن نیز انباشت سود خالص شرکت، در دارایی‌هایی از قبیل مطالبات و اسناد دریافتی و نیز موجودی کالا و سایر دارایی‌ها می‌باشد. استفاده از مبنای حسابداری تعهدی که شناخت درآمدها و هزینه‌ها را به محض تحقق آن‌ها و بدون توجه به دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی به عمل می‌آورد، مجبور به عدم تقسیم سود نماید (فرنگ و گويال، 2003، 35).

وضعیت سهامداران :

با توجه به آن که در خیلی از کشورها، منبع اصلی درآمد افراد را سود سالانه سهام آن‌ها تشکیل می‌دهد، عدم ‌تقسیم ‌سود ‌می‌تواند ‌موجب تبعات نامطلوبی برای سهام‌ داران گردد. در این حالت، سهامداران بدون توجه به موارد فوق، ممکن است در مجامع عمومی سالانه، خواهان تقسیم سود سهام شوند.

2-9-3 سایر منابع سرمایه
  1. هزینه فروش سهام جدید :اگر شرکتی نیاز به تأمین مالی طرح خاصی دارد، می‌تواند آن را از محل سود

انباشته تأمین کند یا اینکه سهم عادی جدید منتشر نمایند. اگر هزینه انتشار (که باید اثر پیام‌های منفی که در سایه انتشار سهام مخابره می‌شود، نیز در آن منظور می‌شود) بسیار بالاست، به آن صورت هزینه انتشار سهام جدید بسی بیش از Ks خواهد شد که در نتیجه بهتر است نسبت سود تقسیمی را در سطح پایین‌تری تعیین کرد و پول لازم را از محل سود خالص (نگه داری سود در شرکت) تأمین نمود و نه اینکه اقدام به انتشار سهام عادی جدید کرد. از سوی دیگر، برای شرکتی که هزینه انتشار سهام پایین است، می‌توان نسبت سود تقسیمی را در سطح بالاتری تعیین کرد. هزینه انتشار، در شرکت‌های مختلف فرق می‌کند (برای مثال که در شرکت‌های کوچک درصد هزینه های انتشار معمولاً بالاست) بنابراین، آنان می‌کوشند نسبت به سود پرداختی را در سطح پایین‌تر تعیین و حفظ نمایند.

  1. توانایی در جایگزین کردن اوراق قرضه با سهام جدید: یک شرکت جدید می‌تواند برای اجرای یک طرح جدید از محل انتشار اوراق قرضه یا سهام سرمایه لازم را تأمین نماید همان گونه که در بالا گفته شد، پایین بودن هزینه انتشار سهام برای شرکت این امکان را به وجود می‌آورد که سیاست سود تقسیمی انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشد، زیرا می‌توان سرمایه لازم را از محل سود انباشته و یا با فروش سهام جدید تأمین نمود. در حالت‌های زیر این وضع برای انتشار اوراق قرضه صادق خواهد بود : اگر سود خالص نوسان داشته باشد شرکت می‌تواند با استفاده از یک نسبت بدهی‌ها، سود تقسیمی مورد انتظار را پرداخت کند. (البته بدون اینکه هزینه های مربوطه افزایش شدید یابد، باید بتواند نسبت بدهی‌ها را تعدیل نماید).
  2. اعمال کنترل: اگر مدیریت نگران اعمال کنترل باشد علاقه ای به فروش سهام جدید نخواهد داشت، که در آن صورت شرکت مقدار بیشتری سود را نگه می‌دارد. ولی اگر سهامداران درخواست سود تقسیمی بیشتری نمایند و در برابر اعمال قدرت مدیر ایستادگی کند، در آن صورت سود تقسیمی افزایش خواهد یافت. 1993 همین عامل باعث شد که شرکت کرایسلر سود تقسیمی خود را افزایش دهد.
2-9-4 اثر سیاست تقسیم سود بر Ks

Ks  را می‌توان در چهارچوب چهار عامل مورد توجه قرار داد ( 1 ) میل یا خواست سهامداران به کسب درآمدهای کنونی، و نه آینده، (2) ریسک مورد تصور از سود تقسیمی، در مقایسه با سود سرمایه و (3) مزیت مالیاتی حاصل از سود سرمایه نسبت به سود تقسیمی، و (4) محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی (اطلاعاتی که این سود مخابره خواهد کرد). تنها یادآور می‌شویم که در شرکت‌های مختلف، با توجه به ترکیب سهامداران کنونی و آینده، اهمیت هر یک از این عامل‌ها، از نظر اثری را که بر Ks می‌گذارند (در شرکت‌های مختلف) فرق می‌کند.

2-9-4-1 ریسک

ریسک[2] و بازده در سرمایه گذاری ‌و ‌تأمین مالی همیشه با هم هستند و نمی‌توان آن‌ها را جدا از هم فرض کرد چرا که تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری خود ریسک را در نظر داشته باشند، تجزیه و تحلیل گران مدرن سرمایه گذاری منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می‌شود به دو دسته تقسیم می‌کنند. آن دسته از ریسک‌هایی که ماهیتاً وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسان نرخ بهره و آن دسته از ریسک‌هایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری در پایین به این دو نوع ریسک پرداخته شده است.

یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزاء آن، تمایز میان اجزاء کلی (بازار) و اجزاء خاص (اوراق خاص) است. این دو نوع ریسک را که تجزیه و تحلیل گران مدرن به آن‌ها ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک می‌گویند به صورت زیر می‌توان نشان داد :

(2-2)                                                  ریسک غیر سیستماتیک + ریسک سیستماتیک= ریسک کل

ریسک غیر سیستماتیک : آن قسمت از تغییر پذیری در بازده کلی اوراق بهادار را که به تغییر پذیری کلی بازار بستگی ندارد ریسک غیر سیستماتیک[3] می‌گویند. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی همچون ریسک غیر سیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است. این نوع ریسک را می‌توان با ایجاد پرتفولیو کاهش داد (گراهام، 2000، 97).

ریسک سیستماتیک : سرمایه گذاران می‌توانند با تشکیل پرتفولیو قسمتی از ریسک کلی را که به بازار ربطی ندارد کاهش دهند. آن قسمت از ریسک که باقی می‌ماند غیر قابل کاهش و ریسک مربوط به بازار است. اگر بازار سهام به سرعت افت داشته باشد. بیشتر سهام‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و برعکس. این تغییرات بدون توجه به رفتار یک سرمایه گذار خاص رخ می‌دهد و برای کلیه سرمایه گذاران بحران ساز است. تغییر ناپذیری در بازده کلی اوراق بهادار، مستقیماً به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد که به آن ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار گفته می‌شود. معمولاً تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند (اعم از اوراق قرضه و سهام) برای اینکه ریسک سیستماتیک دربرگیرنده ریسک‌های تورم، بازار و نرخ بهره است (ويو و همكاران، 2005، 91).

2-9-5 نسبت‌های سودآوری

از جمله عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود و تأمین مالي شرکت می‌توان به نسبت‌های سودآوری اشاره نمود زیرا سودآوری نتیجه محض کاربرد سیاست‌ها و اتخاذ تصمیم‌هاست. نسبت سودآوری مجموعه اثرهای نقدینگی، مدیریت بر دارایی‌ها و استفاده از وام در عملیات را نشان می‌دهد (کایهن و تيتمن، 2007، 84).

از موارد مربوط به سود آوری می‌توان به اقلام زیر اشاره نمود :

  1. حاشیه سود فروش

تركيب سرمايه و فرصت‌های سرمايه گذاري-پایان نامه رابطه بین معیارهای  رشد شركت و پایداری ساختار سرمایه

  1. قدرت کسب سود دارایی‌ها

تركيب سرمايه و فرصت‌های سرمايه گذاري-پایان نامه رابطه بین معیارهای  رشد شركت و پایداری ساختار سرمایه

  1. بازده کل دارایی‌ها[4]
  2. بازده حقوق صاحبان سهام یا ارزش ویژه[5]

2-9-6 نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری

نسبت قیمت بازار سهام به ارزش دفتری می‌تواند دیدگاه سرمایه گذاران در مورد شرکت را ارائه نماید. شرکت‌هایی که نسبت بازده حقوق صاحبان سهام نسبتاً بالایی داشته باشند هر سهم خود را چند برابر ارزش دفتری می‌فروشند. (در مقایسه با شرکت‌هایی که این نسبت کمتر است).با توجه به بحث‌هایی که درباره تصمیم‌های مربوط به سیاست سود تقسیمی نموده‌ایم، آشکار است که همواره باید از قضاوت فردی و آگاهانه استفاده کرد و نباید تصمیم‌ها را بر مبنای مقررات و قواعد کمی گذاشت. با وجود این، مدیران مالی برای اینکه در مورد سود تقسیمی تصمیمی صحیحی اتخاذ نمایند، ناگزیرند همه بحث‌های بخش‌های بالا را مورد توجه قرار دهند (استالز، 1990، 75).

2-9-7 اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی

اطلاعات حسابداری مدیریت و عملیاتی معمولاً برای استفاده کنندگان داخلی مثل کارکنان و مدیران واحدهای تجاری مفید است و اطلاعات حسابداری مالی برای گروه های ذینفع خارج از واحد های تجاری مانند سهامداران، بانک‌ها، سایر اعتباردهندگان و نهادهای دولتی فراهم می‌گردد. سهامدارانی که سرمایه شرکت را تأمین کرده‌اند علاقمند به نحوه کار و آگاهی از نتایج عملیات شرکت هستند اگر آن‌ها قصد فروش سهام خود را داشته باشند باید بتوانند بر مبنای اطلاعات حسابداری مالی ارزش واقعی سهام خود را برآورد کنند. اگر شرکت قصد وام گرفتن داشته باشد بانک یا دیگر اعتبار دهندگان باید بتوانند وضعیت اقتصادی شرکت را ارزیابی کنند آن را از حسابداری که با پردازش و گزارش اطلاعات مالی برای تأمین نیازها و خواسته های استفاده کنندگان برون سازمانی و فراهم کردن  مبانی لازم  برای تصمیم گیری آنان سر‌و‌کار دارند اصطلاحاً حسابداری و گزارشگری مالی نامیده می‌شوند (گراهام و هروي، 2001، 46).

2-9-8 اهداف گزارشگری مالی در ارتباط با عوامل مختلف رشد شركت

هدف اصلی گزارشگری مالی بیان رویدادهای اقتصادی موثر بر وضعیت و عملکرد واحد تجاری برای استفاده کنندگان برون سازمانی جهت کمک به آنان در اتخاذ تصمیمات اقتصادی است ابزار انتقال این اطلاعات به اشخاص مزبور عمدتاً صورت‌های مالی است که محصول نهایی فرآیند حسابداری و گزارشگری مالی محسوب می‌شود اصول پذیرفته حسابداری تهیه سه گزارش را الزامی می‌سازد: ترازنامه، سود و زیان و صورت ‌جریان‌های‌ نقدی.

هدف‌های عمده حسابداری و گزارشگری مالی خارجی عبارت است از:

  • گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم سازد که برای تصمیم گیرندگان و اعتباردهندگان فعلی و بالقوه و سایر استفاده کنندگان در تصمیم گیری‌های سرمایه گذاری و اعطای اعتبار و سایر تصمیمات مشابه، مفید واقع شود.
  • گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم سازد که سرمایه گذاران یا اعتباردهندگان و سایرین را در ارزیابی مکان دسترسی به میزان وجوه و هم‌چنین ارزیابی، زمان بندی و ابهام در مورد چشم انداز آتی جریان وجوه نقد به واحد تجاری، کمک کند. برآورد انتظارات سرمایه گذاران در واحد تجاری یا اعطای اعتبار به آن یا سایر موارد، به شدت به دور نمای نقدینگی آتی واحد های تجاری بستگی دارد.
  • گزارشگری‌ ‌مالی باید ‌اطلاعاتی ‌را ‌در ‌‌مورد منابع ‌اقتصادی ‌واحد ‌تجاری، ‌حقوق ‌نسبت ‌به منابع مزبور (تعهدات واحد تجاری در مورد انتقال منابع به سایر اشخاص یا صاحبان سهام) و اثرات رویدادها و شرایطی که منابع و حقوق مزبور را تغییر می‌دهد.
  • منعکس کننده دستاوردهای مالی واحد تجاری طی یک دوره مالی می‌باشد. (عالی ور،43،1380)

هدف شماره (1) فوق در برگیرنده کلیه اطلاعات حسابداری می‌شود اما سایر اهداف هر کدام بیانگر یک نوع از صورت‌های مالی می‌باشد. هدف (2) بیانگر انتظار از صورت جریان نقدی عملیاتی، هدف شماره (3) مربوط به ترازنامه و هدف شماره (4) مربوط به صورت سود و زیان است.

از آن جایی که یکی از هدف‌های حسابداری و تهیه صورت‌های مالی، فراهم کردن اطلاعات سودمند به منظور تسهیل تصمیم گیری است، یکی از ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری، نیز سودمندی در پیش بینی است. معیار ارزش پیش بینی، احتمال وجود ارتباط بین رویدادهای اقتصادی مورد علاقه تصمیم گیرنده و متغیر های پیش بینی کننده می‌باشد. این مفهوم از مدل‌های ارزشیابی سرمایه گذاری استخراج شده است اگر اطلاعات حسابداری برای تصمیم گیری سودمند باشد باید امکان پیش بینی بعضی از رویدادهایی را فراهم کند که به عنوان داده های ورودی مدل‌های تصمیم گیری استفاده می‌شود. برای تحقق هدف‌های حسابداری و گزارشگری مالی باید اطلاعات بسیار متنوعی درباره واحدهای تجاری فراهم آید که این مستلزم تهیه و ارائه چندین صورت مالی است. به بیان دیگر، هدف‌های گزارشگری مالی ایجاب می‌کند که مجموعه کاملی از چندین صورت مالی مجزا و در این حال مرتبط با یکدیگر، ارائه شود. هر یک از صورت‌های مالی اساسی به طور جداگانه و هم‌چنین صورت‌های مالی اساسی، در مجموع، در تحقق هدف‌های گزارشگری مالی نقش دارند علاوه بر این نقش، نقش اجزای متشکل هر یک از صورت‌های مالی اساسی را در تأمین هدف‌های مزبور نباید نادیده گرفت (بايلس و كپلينسل، 1996، 97).

1- Tax Deducible

  • Risk

1- Unsystematic Risk

1- Return on total assets (ROA)

2- Return on cammon equity (ROE)