انتقادات و ایرادات وارد بر سود حسابداری

در ادبيات حسابداري از سود، هم به صورتي بسيار قوي دفاع شده­است وهم بابت نقاط ضعف متعدد، به­شدت انتقاد شده­است. اصولأ در ديدگاههاي مخالف براي استفاده از سود حسابداري موضوع «مربوط بودن» اين عدد در تصميم گيري­ها بوده كه مورد سوال قرار گرفته ­است. در اين بخش درباره برخي از ديدگاه­هاي مخالف بحث مي شود .

يک ديدگاه اين است که به سبب کاربرد اصل بهاي تمام شده تاريخي و تحقق درآمد، سود حسابداري نمي‌تواند افزايش ارزش تحقق­نيافته دارايي­هايي را که در يک دوره زماني مشخص نگهداري شده­اند، شناسايي نمايد. اين ويژگي باعث مي­شود که نتوان اطلاعاتي سودمند را افشاء نمود. دوم، چنين پنداشته مي­شود که با توجه به روش­هاي مختلف پذيرفته شده براي محاسبه بهاي تمام شده (براي مثال، روش­هاي مختلف تعيين ارزش، بهاي تمام شده موجودي­ها و‌ …)، تکيه بر سود حسابداري مبتني بر اصل بهاي تمام شده تاريخي کار مقايسه اقلام را بسيار مشکل مي­سازد(چانگ[1]، 2013).

سوم، تکيه بر سود حسابداري مبتني بر اصل تحقق درآمد، بهاي تمام شده تاريخي و محافظه­کاري باعث مي­شود که نتوان داده­ها را درک کرد (داده­ ها گمراه ­کننده شوند) يا اين ‌که براي استفاده کننده نامربوط گردند.

نمونه قابل ذکردراين ارتباط، بي فايده بودن نسبت­های مبتنی ­برصورت­های مالي می­باشد که با رعايت اين اصول محاسبه شده­اند.

[1] Chang