حفظ و نگهداشت سرمايه

در تعريف اقتصادي سود حسابداري، نكته ظريفي نهفته است و آن مفهوم نگهداشت سرمايه است. طبق اين ديدگاه سود حسابداري را مي‌توان حداكثر ارزشي دانست كه يك واحد تجاري مي‌تواند طي يك دوره‌ حسابداري توزيع كند و انتظار داشته باشد كه در پايان دوره مالي به اندازه آغاز دوره در رفاه باشد. فزوني توزيع سود بر سود واحد تجاري، موجب كاهش سرمايه آن مي‌شود. از اين رو سود تنها زماني قابل اندازه‌گيري است كه سرمايه واحد تجاري حفظ شود بعبارت ديگر نگهداشت سرمايه عامل مهمي در تعيين سود است.

نگهداشت سرمايه، رابطه بين مفاهيم مختلف سرمايه و سود را برقرار مي‌سازد، زيرا اين رابطه شاخصي است كه سود واحد تجاري نسبت به آن سنجيده مي‌شود. مفهوم نگهداشت سرمايه، لازمه تمايز بين بازده سرمايه واحد تجاري و برگشت سرمايه آن است، چرا كه تنها جريانهاي ورودي دارئيهاي مازاد بر مبلغ مورد نياز جهت نگهداشت سرمايه را مي‌توان بعنوان سود واحد تجاري و بنابراين بازده سرمايه آن تلقي كرد. بدين ترتيب سود عبارت از باقيمانده در آمد واحد تجاري پس از كسر هزينه ها، از جمله بر حسب مورد، تعديلات نگهداشت سرمايه است. در صورت فزوني هزينه‌ها بر در آمد واحد تجاري، ما به التفاوت زيان خواهد بود.

قسمتي از كيفيت سود به اين موضوع مربوط مي‌شود كه شركت براي حفظ و نگهداشت دارائيها و حفظ و بهبود قدرت سودآوري فعلي و آتي خود چه تدابيري بكار بسته است. نگهداري سرمایه گذاری اوليه شركت در دارائيهاي ثابت (اموال، ماشين‌آلات و تجهيزات) تنها با استهلاك دارائيها بر اساس بهاي تمام شده تاريخي انجام نمي‌شود. نگهداشت و حفظ سرمايه تنها زماني انجام مي‌شود كه اجزاي جديدي جايگزين اجزاي قديمي دارائيهاي دائمي شود. بطوريكه قدرت سودآوري برابر يا بالاتر شركت را حفظ كند بعبارت ديگر بايد بطور مستمر تجهيزات قديمي و از رده‌ خارج كنار گذاشته شود و از دارائيهاي جديد استفاده گردد.

سرمايه‌گذاري مبالغ اضافي براي بهبود دارائيها يك هزينه سرمايه‌اي بوده كه اضافه بر هزينه استهلاك است و شركت مجبور است تا براي آنكه سرمايه واقعي‌اش را سالم نگه‌ دارد و باعث ايجاد قدرت سود شركت شود. اين مبالغ را تحمل نمايد. نگهداري نا صحيح دارائيهاي فيزيكي منجر به ارائه گزارش سود بيشتر از واقع شده و در نهايت كاهش كارايي عملياتي را در بر خواهد داشت. تحليل‌گران مالي مي‌بايستي عمر و وضعيت دارائيهاي اصلي شركت و نيز بهاي جايگزيني آنها را مورد توجه قرار دهند. شركتي كه دارائيها منسوخ با قيمت تمام شده (ارزش دفتري) پائيني دارد، نتوانسته است به طور صحيحي از دارائيهاي سرمايه‌اي خود نگهداري كرده و عدم اطمينان زيادي در سودآوري مستمر شركت وجود خواهد داشت، زيرا كه مثلاً با از بين رفتن اين دارائيها توليد متوقف گشته و سودهاي آتي به مخاطره مي‌افتد (عظیمی، 1390).